X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1396

یادداشت علیرضا قزوه در حمایت از ابراهیم حاتمی‌کیا


صدایی از حنجره پاکِ مردی به نام «ابراهیم»!


خبرگزاری فارس - علیرضا قزوه: 

سیمرغ ساخته هیچ سینماگری نیست. در اصل ما شاعران  روزی سیمرغ را ساختیم که اصلا چیزی به نام سینما و سینماگری نبود. اگرچه از جنس همین بازیگران و شومن‌های جادوگر فراوان بودند. امثال بوبکر ربابی دلقک که رئیس عمله طرب سلطان محمود بود و امثال ابودلامه حریص که دلقک و ندیم سه خلیفه سفاک - سفاح و منصور و مهدی!

این را گفتم که بدانید شومن‌های امروز سینما در دیروزهایی دور هم بودند اما هیچ نبودند و نام و نشانی نیز از آنان نماند چرا که حق با شعر بود و با اندیشه و با هنر و با شهود نه با فکاهه و دلقک‌بازی و جنگولک‌بازی! و اصلا بین بازیگری و بازی با پاکبازی فاصله‌ای نجومی بین بهشت و جهنم بود. آن روز بازیگران کسی نبودند و امروز همه چیز بازی شده است و همه چیز بازیگری و همه چیز چشم‌بندی و جادو و شعبده و جلوه آراستن و گریم و خودآرایی و وای وای که چه دورمان کردند از هنر و چه دور افتادیم از اشراق و نور.

و صف شومن‌ها و بازیگران آن روزهای دور با صف شاعرانی که از اهالی شهود و معجزه بودند جدا بود. ما شاعران به شهادت تاریخ با رودکی و فردوسی و خیام‌مان و با سنایی و عطار و مولوی‌مان و با سعدی و حافظ و بیدل‌مان و با نیما و شهریار و اخوان‌مان و با شاعران اصیل امروزمان هم زبان فارسی را زنده نگه داشتیم هم صف پارسی را از صف پارسی وابسته به پاریسی و انگلیسی جدا کردیم و هم عرفان ناب و تفکر و اندیشه شهودی و شرقی را که میراث گرانسنگ ایران است به ارمغان آوردیم.

سال‌هاست به مدد فرش قرمز و گیشه و پول و جادو و جنبل و شومن بازی و لنزهای داخل چشم و کاکل های بیرون زده و یک عالمه گریم و کرم پودر و جلوه‌های ویژه و یک عالمه بازی کامپیوتری سینما صف خود را از صف اصالت و از صف شعر جدا کرده است اگرچه جان و شیره شعر و شاعران را کشیده است و اندیشه‌های بزرگان ادب فارسی را بدون ذکر ماخذ و بدون حساب و کتاب بالا کشیده و به حساب شخصی خود ریخته است و در کنار آن صدا و سیما را به صدا و سینما تبدیل کرده است و هنر را به مدد برنامه‌های بی‌محتوا و آبکی هندوانه و دورهندوانه‌ای به گعده یک مشت شومن و هنرپیشه سطحی بدل کرده است و همین را در ذهن جامعه کرده‌اند که هنر همین است که هست و همین است که ما می‌گوییم و الا جز این نیست و کم‌کم با کمک همین شومن‌های پررو و کم مایه و هوس پیشه و لوس و سطحی و بی‌مزه و ساخت و پاخت با چند جوجه شاعر ناآگاه مترسک‌هایی را به نام هنرمند جا زدند که اگر آنها را بچلانی تمام شیره‌شان مشتی هوس است و مشتی چوب خشک و مشتی هیچ.

در تمام این مدت که سینماگران و شومن‌ها برای خودشان فرش قرمز می‌انداختند و هر سال خلقی را به خود مشغول می‌کردند من تنها یک صدای به حق را از گلوی پیرمردی آداب دان به نام محمدعلی کشاورز شنیدم که به سنت هنری و ادبی گذشتگان تمام قد احترام گذاشت و همین چند سال پیش بود که در یکی از همین افتتاحیه‌ها یا اختتامیه‌های فجر می‌گفت هنرمند واقعی فردوسی و حافظ و سعدی و این بزرگان‌اند و ما در برابر عظمت اینان هیچیم. چیزی به این مضمون. و امسال از طفلان ابجدخوان این عرصه حتی می‌شنیدم که خود را با فردوسی قیاس می‌کنند که بگذریم!

در تمام این مدت که سینماگران با بوق و کرنا تمام هستی هفت هنر را به نام خود سند زدند ما هرگز مسئولان فرهنگی بزرگی نداشتیم که بتوانند از حقیقت هنر اول ما – شعر- دفاع کنند و داد این هنر اصیل و راستین را از بیدادگران هیاهوگر بستانند. الا یکی دو بزرگمرد که نخستین‌شان رهبر فرزانه ایران اسلامی بود که هیچ جماعتی در نگاهش عزیزتر از شاعران نبوده‌اند و نیستند. و این را از فرصت موسعی که در اختیار شاعران و ادیبان قرار می‌دهند می‌توان دریافت و در این نکته ای است که بسیاری از مدیران فرهنگی ما تا هنوز آن ظرافت را در نیافته‌اند و انگار در نمی‌یابند. وگرنه آن همه مسئول دنیایی را نمی‌دیدی که پیام بدهند و حضور یابند و سخنرانی کنند اما به شعر فجر که می‌رسی تمام‌شان غایب‌اند و فراری! و گناه این جماعت فرصت طلب دنیامدار نیز کم از آن شومن‌های عرصه سینما نیست که اینان نیز شومن‌های عرصه سیاست‌اند که بسیار تا بسیار از شعر و ادب و اصالت و حکمت به دورند! این جوزده‌های بی‌تدبیر کم‌خوان و پرگوی و پرت و پلاگوی!

اگرچه شعر در تمام این سال‌ها مظلومانه و با گذشت چون مادری مهربان دست لطفش را بر سر تمام هنرها بخصوص سینما و موسیقی و تئاتر و تجسمی و ... کشیده اما انگار سینما پسر نافرمان و فرزند ناخلف این مادر بوده که هماره پنجه بر صورت شعر کشیده و هماره این مادر مهربان را تا مرز خانه‌نشینی و عسرت پیش برده!

شب گذشته در سینمای ایران و از دل آن همه زرق و برق‌های دروغین اما صدایی متفاوت شنیده شد. صدایی از جنس مظلومیت هنر شعر و هنر اصیل هفتم. صدایی از حنجره پاک مردی به نام ابراهیم که این همه جادو و جنبل و دروغ و شومن بازی‌ها را نمی‌پسندید و هنر هفتمش از جنس همان هنر اول بود. ابراهیم حاتمی کیا به شهادت آثارش بارها و بارها تحسین پاک‌ترین هنرمندان را برانگیخته است و بیش از آن که یک سینماگر جادوگر و اغواگر و هوس‌پیشه باشد یک شاعر اهل شهود و جنونمند و پاکباز است که هنر را از جنس معجزه می‌داند و مصداق کامل این سخن حافظ است که: «سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار...» و تمام آنان که ابراهیم را تکفیر می‌کردند و پوزخند می‌زدند از جنس شعبده و جادو و جنبل بودند و سرانجام این ابراهیم بود که از دل آتش به سلامت گذشت و آن همه شومن بی‌سواد مدعی و جنگولک‌باز را رسوا کرد.

ما شاعران تا هنوز میراث‌دار فردوسی و حافظ و مولانا و عطاریم و از پس انبیاء صف شاعران اهل شهود را به شهادت «پیش و پسی بست صف کبریاء ... پس شعرا آمد و پیش انبیاء» می‌توان مشاهده کرد و فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم که بازیگران و شومن‌ها و اهل لنز و کاکل و زلف هرگز در این صف جایی ندارند و صف‌شان در برزخ خودخواهی و جلوه‌آرایی‌هاست و این ‌را با هنرمندان اصیل نباید یکی دانست و بدا به ما و بدا به سیما و سینمای دولت ما که این همه سال به مدد شعبده‌بازان و شومن‌ها، مشتی هدهد و غاز و زاغ و گنجشک پنج‌زاری و جیرجیرک و حتی قورباغه گریم شده را هم در صف سیمرغ‌های عطار جا زدند و این بلبشو که می‌بینیم و این عسرت که در شعر روزگار ماست بازتاب آن همه کج‌تابی و کج‌بینی و کوتاه‌بینی و کوررنگی است.

به شهادت هزار و صد سال شعر فارسی و عرفان ایرانی اسلامی، سیمرغ از آن ماست. سیمرغ ارثیه پدری ماست. سیمرغ از آن منطق الطیر عطار ماست. سیمرغ متعلق به جماعت شعر است که در روزگار عسرت شاعران، شبانه جمعی آن را به نام خود سند زدند و شاعران باگذشت را بر آن داشتند تا از نماد مظلومانه «سرو» استفاده کنند و من که خود دبیر و موسس نخستین جشنواره شعر فجر بودم این نماد را با مشورت چهل شاعر فرزانه و با گذشت انتخاب کردم و گمان می‌برم که امروز از میان این همه سیمرغ‌ها که سی و شش است دارند می‌پرند و می‌روند و به هیچ کجایی نمی‌رسند و هرگز مقصدی به نام قاف قرب حضرت حق را نمی‌دانند چیست! به مدد مردانی مرد از جنس سینمای واقعی سالی یکی دو سه سیمرغ راستین را می‌توان دید که انگار از جنس سیمرغ عطارند. و اگر جانت لبریز عشق و معنویت و نور شده باشد می‌شوی همان ابراهیم و مرغ ابراهیم اگر چهار پاره شود باز به اذن خدا جان می‌گیرد و بال می‌زند و سیمرغ می‌شود و آن مرغکان دیگر بسیارشان از جنس گنجشک‌های رنگ شده‌اند که حتی جرات و جسارت پریدن و دیدن بال‌های کوچک و مغزهای کوچک زنگ زده خود را ندارند که آنها فقط رنگ و جادو و فرش قرمز و لات‌بازی و چیزهایی از این قبیل را می‌بینند.

این درد دل‌های فی‌البداهه قلمی شده را بگذارید به حساب دادخواهی یک شاعر از میراث گذشته تا امروز هنر اول! بگذارید به حساب شاعری که گاهی دلش از چیزهایی می‌گیرد و تا هنوز هنر را از جنس الهام و اشراق و وحی می‌داند نه از جنس جنگولک بازی و شومن‌گری و هوس‌پیشگی.

یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1396

غزل معاصر - سروده سرکار خانم جامی پور

با غ   قوام

صبح  سپید  سر بلندان  مست  و  طناز

همچون  کبوتر،  پر کشیدی  سوی  پرواز

رنگ  نگاهت  نقشی  از دریای  آبی

چون  موج  از چشمان  تو  می گردد  آغاز

پیدا  شدی  در  آسمان  مثل  ستاره    

شب های  عرفانی ،  شبستان  های  دلباز

موسیقی  آیات  معصوم  بهشتی  

در  دستگاه  پر شکوه   شور  و  شهناز 

 گلواژه هایت  بی‌قرار  از    تابش  عشق 

ای  قامت  اندیشه ات،  سرو  سرافراز

نقش  اساطیر  کهن  در تخت  جمشید

باغ  قوام شعر هایت ،  شهر  شیراز 

دلشوره ها،  دلواپسی  ها رخت  بستند  

 گنجشک ها  آرام می خوانند  آواز

  نبض سخن،  گویای  احوال «انیسی »   

مثل  هیاهوی  غزل بر بام  اعجاز 

سروده :        ونوس جامی پور   -    انیس

 

  venus_jamipour: اینستاگرام  

یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1396

ایرج کاظمی درگذشت

www.khabaronline.ir

فرهنگ > ادبیات - ایرج کاظمی، ادیب و پژوهشگر لرستانی، طهر امروز چشم از جهان فروبست.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایرج کاظمی، ادیب و پژوهشگر لرستانی، ظهر امروز (چهارشنبه ۱۱ بهمن) در سن 76 سالگی بر اثر عارضه قلبی، در بیمارستان شهید رحیمی خرم‌آباد درگذشت.

ایرج کاظمی متولد ۱۳۲۰ خرم‌آباد، دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی، ادیب، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و از موسسان انجمن اهل قلم لرستان بود. 

«حافظ در اندیشه حافظ‌شناسان» و «مشاهر لر» از جمله آثار این پژوهشگر به شمار می‌آیند.

دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1396

مجموعه قصیده‌های «سیاه مست سایه تک» در فرهنگسرای نیاوران رونمایی شد

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس آیین رونمایی از مجموعه قصیده‌های مرتضی امیریاسفندقه با عنوان «سیاه‌ مست سایه تاک» عصر امروز با حضور چهره‌های مختلف فرهنگی در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

http://www.farsnews.com

*امیری اسفندقه دارای طبع روانی است

سیدعلی موسوی گرمارودی در این مراسم با اشاره به شخصیت مرتضی امیری اسفندقه گفت: بهترین طبع روان در مملکت ما امروز در میان سه چهار نفر بیشتر یافت نمی‌شود که یکی از آنها مرتضی امیری اسفندقهاست. او نسبت به ابراز لطف بسیار کرده که یکی از آنها قصیده‌ای است که برای من سروده بودند. اما زمانی که کتاب «چین کلاغ» او منتشر شد دیدم قصیده‌ای که برای من سروده در آن نیست و واقعیت امر رنجیدم و با خود گفتم چطور قصیده‌هایی که برای دیگران سروده در آن هست اما شعری که برای من گفته در آن نیامده اما ظاهراً ناشر پیش از اینکه این شعر به کتاب برسد کار را برای چاپ ارسال کرده بود و به همین خاطر آن قصیده در آن نبود.

وی در ادامه قصیده‌ای که برای مرتضی امیری اسفندقه سروده بود را قرائت کرد.

*باید «سیاه مست سایه تاک» را بلند کرد و گفت قصیده زنده است

محمد کاظم کاظمی در این مراسم گفت: مرتضی امیری اسفندقه به عنوان کسی که حیات قصیده را تداوم بخشید باید مورد توجه قرار گیرد که اگر او و قصایدش نبود این قالب کم‌رونق بود هرچند شاعران جوان‌تر قصیده گفته‌اند اما حقیقت امر تداوم یک قالب این است که آن قالب در کتاب‌های‌شان جدی باشد و این سبب شده نقش امیری در قصیده انکارناشدنی باشد.

وی افزود: آقای دکتر شفیعی کدکنی در مورد تداوم یافتن قالب می‌گوید ابتکار و هنرمندی برای آن لازم است و ساحت و کارکرد قالب را باید تغییر داد وگرنه تقلید از همان سبک قدما اتفاقی را رقم نمی‌زند. زبان‌آوری یکی ازویژگی‌های قصاید امیری اسفندقه است و کسی می‌تواند زبان‌آوری کند که به عناصر زبانی تسلط داشته باشد.

این منتقد ادبی گفت: هنرمند زمانی موفق می‌شود که دو مسئله متضاد را با هم درآمیزد و در شعر امیری هم می‌بینیم که زبان کهن و زبان امروز در کنار هم قرار گرفته است. طرح و ساختمان مسئله‌ای است که در مورد شعر او قابل توجه است ساختار روایی قصیده‌هایی او سبب شده در قصیده‌هایش شاهد شاهکار باشیم. در مواردی که شاعر از این چند ویژگی دور شده سطح کار پایین آمده و این مسئله در قیاس با شعرهای خودش است.

کاظمی در پایان سخنانش گفت:‌ کتاب «سیاه‌مست سایه تاک» از یک کتاب‌آرایی خوب بهره می‌برد هرچند اعراب‌گذاری‌ها گاهی دچار زیاده‌روی است و تا حدودی افراط‌آمیز است و این سبب می‌شود که مخاطب احساس کند او را دست کم گرفته‌اند در این قصیده‌ها به خصوص در نیمه دوم فضای خاصی به چشم می‌گیرد که بیشتر انجمنی است و همین سبب می‌شود از برد شعر در میان عموم کم کند و کارکرد عمومی نداشته باشد. معمولاًَ با عبارت قصیده‌واره ارتباط نمی‌گیرم آن هم با شعر و شاعری مثل مرتضی امیری اسفندقه که هم شعرش شعر است و هم خودش شاعر و باید با افتخار این کتاب را بلند کرد و گفت قصیده زنده است.

*اخوانیه‌های امیری اسفندقه به خاطر روحیه معلمی او است

سعید حدادیان در بخش دیگری از این مراسم گفت: ویژگی امیری اسفندقه که باید به آن توجه کرد این است که اصرار دارد اخوانیه بسراید به خاطر روحیه معلمی او است. او با سرودن اخوانیه در حال کار تربیتی کردن است و این نکته نباید مغفول بماند. باید بزرگانی که در زمینه قصیده کار می‌کنند در شاگردان‌شان به مسئله قصیده فکر کنند تا این مسیر ادامه یابد.

*اخوانیه‌های امیری اسفندقه از اسلوب‌مندترین اخوانیه‌های امروز است

بهرام پروین گنابادی در بخشی از این مراسم با اشاره به اخوانیه‌های امیری اسفندقه گفت: اخوانیه‌های امیری از اسلوب‌مندترین اخوانیه‌های امروز شعر فارسی است در میان شعرهای امیری درخواست و آمدن شعر دیده می‌شود و این به زبان او می‌آید و تبدیل به شعر می‌شود و او رنجی برای شعرهایش برده است و جوششی در شعرش به چشم می‌آید.

وی افزود: شعرهایی که برای عامل دیگر است و به نوعی از جای دیگر به شاعر الهام شده و امیری اسفندقهدنبال این لحظات است.

پروین گنابادی گفت: رابطه شعر با اجتماع مثل یک خیابان دو طرفه است و هر حرکتی در اجتماع شعر از دیگر سو راه می‌اندازد. انقلاب در واقع بازگشت به ارزش‌های گذشته بود و می‌بینیم در شعر نیز قالب‌های گذشته احیا شد و غزل و رباعی در سال‌های ابتدایی و جنگ زنده شد و مورد استفاده قرار گرفت.

او اضافه کرد: زبان فاخر و فخیم امیری هیچ تفاوتی با خاقانی ندارد و امروز همه آنهایی که اینجا آمده‌اند برای خلق خوش او آمده و این ویژگی امیری اسفندقه است.

*انسان در نگاه امیری اسفندقه احترام دارد

علیرضا قزوه با اشاره به امیری اسفندقه در این شعر روزگار گفت: مرتضی امیری اسفندقه از نظر برکتی که برای شعر ما داشت نظیر ندارد و احساس می‌کنم کسی جای او را در شعر پر نخواهد کرد. سلوک او یک ویژگی منحصربه‌فرد است که در دیگر شعرا دیده نمی‌شود.

وی افزود:‌ بسیاری از شعرا وقتی می‌خواهند قصیده بگویند غزل می‌گویند و گاهی که می‌خواهند غزل بگویند قصیده می‌سرایند ولی مرتضی امیری اسفندقه اینها را بلد است و با بیت‌های گریز که در انجمن‌های ادبی آموخته، آشنا است او در شعرش آدم‌ها را انسان می‌بیند و انسان در نگاه او احترام دارد.

قزوه گفت: اخوان ثالث روی این اشعار سایه انداخته و اگر بخواهیم اخوان جوان را نام ببریم باید مرتضی امیری اسفندقه را اخوان دانست او در قصیده تأیید بزرگان را دارد خاطرم هست که در منزل دکتر شفیعی کدکنی قصیده‌ای خواند و او گفت قصیده تو کم از قصیده بهار ندارد. امیراسفندقه دارای جامعیت است و این جامعیت را در قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی سراغ دارم و او در شعر قالب‌های گوناگون را آزموده و این در شعرا کمرنگ است.

*حروف الفبا جهان را نجات می‌دهد نه بمب اتم

مرتضی امیری اسفندقه در پایان این مراسم پس از تشکر از تک‌تک حاضرین با اشاره به مقدمه مصطفی محدثی خراسانی بر کتابش گفت: جای خالی جاودان‌یاد مهدی اخوان ثالث را هیچ‌کس نمی‌تواند پر کند و شعرهای او مافوق طبعیت و طاقت بشر است. ما امروز شعرهای او را می‌خوانیم و همواره حیرت می کنیم زیرا شعرهای او ایران است. شعر اخوان ثالث مانند چراغ فراراه ما قرار گرفته و به نسل ایران هشدار داده است اما با همه ارادتی که به مصطفی محدثی خراسانی دارم لازم بود این توضیح را بدهم.

وی با اشاره به اشعار کتاب «سیاه‌مست سایه تاک» گفت: اشعار این کتاب تازه نبوده و مربوط به هفت هشت سال پیش است.

امیری اسفندقه گفت: براین باورم که جهان را حروف الفبا نجات می‌دهد نه بمب اتم و این حروف معجزه خود را انجام می‌دهند. در عصر نیما اخوان، فروغ، بامداد، سرشک، قیصر و پروین اعتصامی ما که شاعر نیستیم اما باید حرف‌مان را بزنیم و برویم تا عشق و ایران بین ما هست آن هم ایران بی‌جناح ایران پاینده است.

انتهای پیام/

دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1396

اعضای هیات علمی دوازدهمین جشنواره شعر فجر منصوب شدند




وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در احکامی، اعضای هیات علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر را منصوب کرد.



به گزارش خبرگزاری فارس، سیدعباس صالحی در احکام جداگانه‌ای، عباس باقری، محمد گودرزی دهریزی، سیدقاسم سیدان ناظمی، محمدعلی مجاهدی، علی‌محمد مؤدب، سیدعلی موسوی گرمارودی، محمدسرور مولایی و قربان ولیئی را به عنوان اعضای هیات علمی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب کرد.

یادآور می‌شود، پیش از این نیز در حکمی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جواد محقق به عنوان دبیر علمی و مهدی قزلی به عنوان دبیر اجرایی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب شده بود.
بر اساس اعلام دبیرخانه، مراسم اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی جشنواره شعر فجر اسفند ماه برگزار خواهد شد.

   1       2       3       4       5       ...       368    صفحه بعدی