X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
پنج‌شنبه 20 آبان‌ماه سال 1389

فرجام

 

از مجموعه شعر «این شهر شاعر ندارد؟»

غزل می نویسد به سنگی سیاه

که رفته است از بینمان بی پناه

همان آسمانی پریماه نور

همان عاشق کهکشانهای دور

هوای گلاب است و صوت غمش

و چشمان پر اشکِ پرماتمش

همان من٬ من بی صدای غریب

اسیر دلی خسته و ناشکیب

به پیشانی ام پرده تب کشید

به تن پوش خود رنگی از شب کشید

پر از سکه اینجا که قلک کم است

برای نوازش عروسک کم است

الهی ز پایان این انتظار

الهی بر این دشت غربت ببار  

نرفتیم و پرواز اینگونه شد

سرانجام و آغاز اینگونه شد

سپید است پیراهنم مثل یاس

درو میکند دست عالم چو داس

هر آنجا که خواهی همانجا شب است

گل بوسه ات تا سحر بر لب است

به مسلخ نمی آیم ای اوج درد

ای از نسل کابوسها، سرد سرد

ز فرجام این شاعر بی‌خبر

به من وعده دادند وقت سفر

بهاری ترین شعر او پر تگرگ

جوانی و شادابی‌اش  وقف مرگ

کمابیش آنروز هم می رسد

 غروب غزلسوز هم می رسد

نفس رفته و بار خود بسته‌ام

از این هق هق نابجا خسته‌ام

کجا می روی روح آواره‌ام

غریب غزلسوز بیچاره‌ام

ببینید پایان دنیا چه شد؟

سرانجام طوفان دنیا چه شد

هلا اشکها را ز غربت بچین

مرا در سماع غزلها ببین

«انیسی» که چشمان باران توست

معمایی از عشق پنهان توست

دلش زیر این خاکها سرد سرد

شب شعر جانش غزلزار درد

سروده است پاییز را مثل خود

گلستان گلریز را مثل خود


جمعه 7 آبان‌ماه سال 1389

تحولات ایران در عصر صفویه - آشنایی با جناب میرداماد حسینی استر آبادی

مرحوم محمد باقر حسینی استرآبادی معروف به میرداماد یا فیلسوف استر آباد از اعاظم حکما و فلاسفه ی عهد صفوی شمرده می شود و از آنجهت لقب میرداماد به خود گرفته که داماد شاه عباس ثانی است.

داستان انتخاب سید محقق استرآبادی به عنوان داماد شاه ایران معروف است و حاکی از تقوی و پرهیزگاری این فیلسوف محقق و بلکه مدقق که هنوز آثارش جز ء منابع دست اول حکمت بشمار می رود می کند.

محقق استرآبادی  و یا میرداماد بعد از بهمنیار و شرف الدین سرخسی و استاد البشر و عقل حادیعشر جناب خواجه نصیرالدین طوسی (قدس سره الشریف) چهارمین فیلسوف مشائی است که علاوه بر تضلع عجیب بر حکمت خسروانی حضرت شیخ الرئیس حسین بن عبداله سینا بر حکمت فهلویون (ایران باستان) نیز احاطه ای غیر قابل توصیف داشته و از همین روی است که بیانات فلسفی جناب میرداماد (اعلی الله مقامه الشریفه) دارای پیچیدگی و ابهام است.

مهمترین اثر فلسفی مرحود میرداماد حسین استر آبادی کتاب قبسات است و اثر مهم او در علم حدیث کتاب الرواشح السماویه است که در شرح اصول کافی تالیف کرده است. جناب میرفندرسکی سید میر ابوالقاسم حسینی استرآبادی معروف به میرفندرسکی از حکمای معروف عهد صفوی است.

فندرسک از توابع استرآباد یا گرگان فعلی است. میر ابوالقاسم بیشتر تمایلش به فلسفه شیخ اشراق (جناب شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی) است، از این جهت با حکمت و فلاسفه هند مناسبات خاصی داشته و دارای کراماتی نیز بوده است. محاجه ی وی در کشور یونان و با بزرگان و فلاسفه ی آن عهد یونان محشور است . بیشتر شهرت میرفندرسکی به قصیده معروف اوست که در این قصیده به خوبی مشهود است که او تا چه اندازه به فلسفه ی یونان باستان اشراف داشته این قصیده توسط مرحوم میر سید صالح خلخالی درسا ل 1306 هجری قمری شرح شده قصیده این گونه است :

چرخ با این اختران نغذ و خوش و زیباستی

صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی

صورت زیرین اگر بر نردبان معرفت

برورد بالا همان با اصل خود یکتاستی

این سخن را د رنیابد هیچ فهم ظاهری

گر ابونصرستی و گربوعلی سیناستی

هر چه عارض باشد او را جوهری  باید نخست

عقل بر این دعوی ما شاهد و گویاستی

صورت عقلی که بی پایان و جاویدان بود

با همه و بس همه مجموعه و یکتاستی

تو همی خوانی مکرر گشت این بالا و پست

تا چه پستی ها نصیب ما از آن بالاستی

           هیچ قومی بی سبب مغلوب یا غالب نگشت


           یاد او وصفی نهان یا قوتی پیداستی


           چرخ کشتی آروز گرداب دانش بادبان


           حق تعالی ساحل و عالم همه دریاستی

شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389

حافظا ز عشق رندانه گفتی ...

آنکه رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد  

صبر و آرام تواند به من مسکین داد 

وانکه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت  

هم تواند کرمش داد من مسکین داد 

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم  

که عنان دل شیدا به لب شیرین داد 

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقی است  

آنکه آن داد به شاهان به گدایان این داد 

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن  

هر که پیوست بدو عمر خودش کابین داد 

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی  

خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد 

در کف غصه دوران دل حافظ خون شد 

از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد