X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
پنج‌شنبه 18 آذر‌ماه سال 1389

سکه نور

سروده انیس از مجموعه دوم

شب اگر رفت منو صدا بزن  

سکه نورو بنام ما بزن  

اگه اونکه گفتی از سفر اومد  

کف کوچه هارو آب طلا بزن 

بگو غصه ها رو پرپر بکنن 

بگو آسمونو باور بکنن 

بگو از کتاب شعرای سپید  

هر چی اون سروده از بر بکنن 

صحبت قاصدک و بارون نیست  

گل لاله جاش توی گلدون نیست  

قفس بزرگی ساختیم افسوس  

که دیگه رها شدن آسون نیست 

 می‌دونی زمستونی در راهه  

که گدای بی‌نشونش شاهه  

دیگه روزارو شمارش نکنید  

که تمام عمر ما یک آهه

شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389

قناری

سروده انیس از مجموعه شعر این شهر شاعر ندارد

خورشید میتابد اما،‌ سخت است چشم انتظاری  

سر می زند تا سپیده سجاده بیقراری 

پاییز را می سراید، این آسمان پوش معصوم  

در هیات یک قصیده، یک مثنوی بهاری  

در امتداد نگاهش، هر شب کویری سیاه است 

خشکیده و بی‌ستاره در حسرت جویباری 

تا شرجی انتظارش دزدیده راه نفس را  

از داغ چشمان مستش، سر می زند لاله‌زاری 

هابیل را می شناسد، او از تبار غزلهاست 

عاشق ترین مرد دنیا، دلباخته در قماری 

گلواژه های شکسته، این باغ خشکیده دیگر 

در های و هوی زمستان می میرد آخر قناری 

آیینه ها را شکستند این شهر خالی ز نور است  

 زنجیرها را ببندید، دیوانه‌های فراری

جمعه 12 آذر‌ماه سال 1389

کبوتر مست

سلام و صبح زیبای پاییزی تمامی اهالی شعر و ادب بخیر باد

همانطور که مستحضرید هیات تحریریه علاوه بر فعالیت در صفحه اصلی  صفحاتی مثل سروده های شما و انجمنهای ادبی پایتخت را نیز فعال و آماده نموده است تا از مطالبی که علاقمند به خواندن آن ها هستید بهره مند شوید.

ذیلا نیز غزل محاوره ای از کتاب این شهر شاعر ندارد؟ سروده سرکار خانم ونوس جامی پور متخلص به انیس انتخاب شده که حضورتان تقدیم می گردد.

کبوتر مست

مث شبگریه دریا، دل آسمون کبوده  

مث غربت نگاهت، کسی مهربون نبوده  

اگه بارونی نباره دل من کویر می‌مونه  

توی آسمون چشمات همیشه اسیر می‌مونه  

آدم عاشق و گندم، خوشه خوشه انتظاره  

وقت پیوستن مردم، وقت رویش بهاره  

راه خونتون عزیزم، مث یک نقشه گنجه  

هیجان انتظارهِ، مث گلهای ترنجه 

دو قدم به سمت گریه، یه نفس به هق هق درد 

بگو شعرای سپید و کی برات زمزمه می‌کرد 

روز رفتنت ازاینجا، روز اقتدار مرگه  

واسه گلبرگای عاشق، مث شلاق تگرگه 

من دلخسته و ساده، تو بیاد ماه پیشونی  

دل من اگه شکسته تو چرا دل نگرونی  

آره این تار شکسته با نوازش نمی‌خونه  

آره این مرغک خسته توی غربت نمی‌مونه  

چشاتو اگه ببندی دل آسمون می‌گیره  

آخرش کبوتر مست بی‌تو جون می‌ده میمیره