X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1391

لالایی

بخواب آروم آروم٬ کبوتربچه دل

دیگه شعری نمونده٬ توی دفترچه دل

غبار خسته‌پایی، روی آینه نشسته

از اون روزی که پر زد، بهار از باغچه دل

یه شب مثل ستاره میای تو آسمونا

چراغونیش قشنگه غروب کوچه دل

تموم لحظه هایی که من پیشش نباشم

«گل نسرین» می‌مونه توی صندوقچه دل

هزار تا موج آبی توی چشمای نازش

نگاه بیکرونش شده دریاچه دل

دوباره شب رسیده به سقف خونه هامون

لالایی کن، لالایی کبوتر بچه دل

شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391

اشک آیینه

باران سبز حـــادثه آســـمان تویی    

صبح غریب قافله بی‌نـــــشان تویی

گفتند آسمان که شهادت دهد تو را  

جبریل اختــیار ولایت دهــــد تو را

بی تو قرار مانـــدنمان را گرفتــه اند  

سرگشتگان عشق از این شهر رفته‌اند 

این آسمان که آنهمه باران سروده است 

همخانه با چکامه خورشید بوده است

امروز هم، نگاه تو رنگ صداقت است

گلخانه شعور تو شرح طراوت است 

منزل به مــنزل آه شقایق گذاشتنـــد  

داغی به جان اینهمه عاشق گذاشتند

آنها که از تبار گل و لاله بوده اند  

در حسرتت دریغ و دریغا سروده‌اند  

در حسرتت که ضجه و فریاد می زنند  

بس شعله ها به خرمن بیداد می زنند

امشب مرا به وادی پروانه پر دهید       

معراج دیگریست به عالم خبر دهید

در غربت و غروب تو عالم سیاه شد  

رویای عشق حادثه‌ای بی پـــناه شد

یکشب بهار از دل مهتاب پر کشید   

دیگر کسی تلالوء خورشید را ندید

دریا چرا به ساحل ماتم نشسته است  

چشمان آسمانی آیینه خـــسته است

ما را رها کنید که گریان ترین شویم

تکفیر باطل است مسلمان‌ترین شویم

سجاده ای برای نیایش بگســــترید                    

صد دانه انتظار به تســــــــبیح آوریــد 

با اشک های آینه باید وضو گرفـــت 

از اعتبار غیـــــــــرت او آبرو گرفــت

شبگرد آشنای من این سرنوشت توست

این زمهریر و این همه آتش بهشت توست

«باز از دیار ما به ســـــفر رفـــت یار ما

ای دل دگر به هیـــــچ نیرزد دیـــار ما»

جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391

انجمن ادبی استاد کمال زین الدین

آقای نصرت اله زندی تویسرکانی متخلص به پدرام که از شاعران خوش سخن پایتخت هستند با همکاری و مساعدت همسر فرهیخته و گرانمایه شان، خانم مونس گل میرزایی میزبانی این نشست از جلسات انجمن ادبی کمال را بعهده گرفتند. انجمنی که سابقه پنجاه و سه ساله اش در تهران جزء افتخارات اعضا و دوستدارانش است. انجمنی که سال ها قبل از این مزین به حضور بزرگانی چون دکتر ناتل خانلری، رعدی آذرخشی، خانم فروزنده اربابی، مرحوم صهبا و ... بوده است.  

طبق مرسوم مدیریت جلسه به عهده جناب سرهنگ هوشنگ وزیری فراهانی است. ایشان بیش از بیست سال سابقه انجمن داری در پایتخت دارند و تا به حال چندین جلد کتاب به همت ایشان تالیف شده و به چاپ رسیده است. راس ساعت پنج عصر برنامه را آغاز کردند.  

من نیز به رسم ادب و برای استفاده از تمامی اشعار و آثار هنرمندان چند دقیقه ای زودتر در محل حاضر شده بودم و در یک صندلی راحت مشرف به جایگاه و نزدیک اساتید و بزرگان قرار گرفتم.  

جناب کمال زین الدین شاعر و محقق نام آشنا ضمن خوش آمد و سپاس از حضار، به قرائت شعری از کتاب جدیدشان (یک نیستان ناله) پرداختند در ادامه از جناب سرهنگ وزیری و حضار قدیمی درخواست کردند که در نبود ایشان نگذارند چراغ این جلسه خاموش شود. نخستین سخنران برنامه

ادامه مطلب ...
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1391

نماز هجرت

دوباره باز منو جاده های طولانی

دوباره همسفر لحظه‌های طوفانی

بهار پر شده، از انتظار جاویدان

سکوت لاله و این التهاب پنهانی

چه صادقانه سرودی زمان رفتن را

هنوز خسته ام از انتظار می دانی

شبی که خواب تو را از ستاره می چیدم

به چشم ثانیه ها شد زمانه طولانی

غزل غزل ز نگاهت امید می بارد

به قامت تو ندیدم حضیض ویرانی

غروب آخر و این اشکهای سیل آسا

چرا به خواب لطیفم کمی نمی مانی

ستیزه جوی نگاهم تو را تبسم کرد

نماز هجرت خود را به قبله می‌خوانی

و باز نیمه خرداد می‌رسد از راه

نمی روی ز خیالم همیشه میمانی