ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1391

زبان اشاره ها

تا می رسد به چشم تو دست ستاره ها    

از من گرفت زآتش غیرت شراره ها 

  

ما از بلای گوشه نشینی چه می کشیم  

 

سیلی بود ز موج٬ نصیب کناره ها    

از گرم سیری فلکم دیده گرم شد    

نگسسته‌ام هنوز٬ من از گاهواره ها  

 

در گفتگوی عشق زبان هیچ کاره است  

 

تا هست در میانه زبان اشاره ها    

کمتر ز حسن عاریه مردم فریب باش 

 

پاینده نیست دولت این استعاره ها   

 

 سروده تحسین برانگیز و زیبای فوق اثر جناب استاد حسین آهی می باشد.

یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1391

 

استاد حسین آهی٬ ونوس جامی پور٬ پروفسور سید حسن امین

دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1391

پیام تسلیت

درگذشت استاد ادب و عرفان دانشگاه تهران جناب دکتر سید امیرمحمود انوار را به خانواده محترم ایشان، جامعه ادبی و شاعران ایران، دانشگاهیان و هنرمندان تسلیت عرض نموده، برای این عزیز از دست رفته علو درجات معنوی از درگاه ایزد منان خواستاریم و برای بازماندگان ایشان صبر جزیل مسئلت می نماییم. 

 

مدیر انجمن ادبی بهار خاقانی 

سرهنگ هوشنگ وزیری فراهانی 

 

ذیلا چند بیت از سروده های مرحوم دکتر انوار که در نخستین جلد گلزار بهارخاقانی به چاپ رسیده است را با هم می خوانیم: 

سلطان عشق خیمه به صحرای جان زدست  

از غم شراره ها به دل انس و جان زدست  

دل را سپر نموده و در پیش روی یار 

تیغ و سنان به دشمن دون بی امان زدست 

این ذوالفقار حیدر و شمشیر اولیاست 

کز دست حق گرفته حسین بر میان زدست 

نیزه چو عاج محکم و چون نشتر است تیز 

بر سینه ها نشسته و بر استخوان زدست 

این پرچم علی است به هنگام جنگ بدر 

سر از شکوه بر علم کاویان زدست 

صبح نبرد پرچم او همچو برف بود  

کز نقش (لافتی)ش دهان بر بیان زدست 

اما که ظهر خون عزیزان و یاوران  

بر آن سپید رنگ گل ارغوان زدست 

آندم که خواست دست خدا خلقتی ز خاک  

نور حسین آمده بر خاکدان، زدست 

محمود غم مخور ز ستم ها و جور خصم 

زیرا خدا ستمگر دون را نهان زدست

چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1391

سروده هایی اثر جناب حاج احد ده بزرگی

در دشت عطشلاله صفت سوخت حسین
تا مشعل آزادگى افروخت حسین
بر لوح فلق تا به قیامت نقشست
درسى که ز خون، به خلق آموخت حسین 

 


از مشرق سرخ دیده دل سر مى‌زد
خون، خنده به برق برق خنجر مى‌زد
گردید فضا معطر آن گاه که تیغ
گلبوسه به پیشانى اکبر مى‌زد