ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1391

آسمان نزدیک است

برج میلاد تهران  

برج میلاد تهران با ارتفاع 435 متر، شاخص ترین بنای کلانشهر تهران و ششمین برج بلند تلویزیونی و مخارباتی دنیا است. این برج شامل پی، ساختمان پای برج (لابی)، شفت، ساختمان راس و دکل مخابراتی و تلویزیونی است. وزن تقریبی برج حدود 150 هزار تن می باشد. 

یک صبح زیبای جمعه تصمیم گرفتیم پس از چندین سال که از افتتاح برج میلاد می گذرد نیز ساختمان برج را از نزدیک ببینیم. پس از تهیه بلیط وارد محوطه شدیم و سوار آسانسور و سپس در قسمتی که سکوی دید باز نام دارد پیاده شدیم. فضای زیبا و مدرن چشم را خیره می کند. از این سکو می توان به طور کامل شهر تهران و محوطه اطراف برج را از ارتفاع به تماشا نشست. و من که عاشق عکاسی هستم چقدر لذت بردم.  

 

فضای مقابل ورودی پارکینگ ها متشکل از رستوران های مدرن و فروشگاه صنایع دستی ایران

  

 

 

سکوی دید باز با چشم اندازی وسیع

 

 تصویر پایتخت (مقابل فنس های اطراف سکو) 

 

سالن ورورد به سکو

 

  

  

هنرمندان آثار نفیس خود را که معرف صنایع دستی و فرهنگی ایران است ارائه می دادند 

 

چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391

دختر صوفی - وعده دوم

سروده محمد خلیل مذنب (جمالی)  

... عاشقان تا عشق را فهمیده اند  

قدر فهمیدن به خود خندیده اند 

 

عشق، ما را زیر چشمی می برد 

روح ما را مثل ریحان می چرد 

 

چشم ساقی باده پنهان می دهد  

هر کسی یک جام زد جان می دهد  

 

راستی این کاخ آبی، بی در است  

استخوان بند است و در بند سر است 

 

هر چه سر این کاخ را شد کنگره  

هر چه پیکر شد در این جا پیکره 

 

رود خون است اینکه شریان من است  

خون همه سرمایه جان من است  

 

من سری بر هر ستیغی می کشم  

انتظار برق تیغی می کشم 

 

جان فدای آنکه تیغش تیزتر 

ناوکش دلدوزتر خونریزتر 

 

کاش گوشی وای وایم می شنید 

ناله های بی صدایم می شنید  

 

ناله از بند گره آزاد نیست 

عقده دارد شور آوا شاد نیست ...

چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391

همایش ملی کاخ گلستان

 

 

یک دوشنبه زیبا، در همایش ملی کاخ گلستان، پس از چندین و چند سال دوباره صدای بلند زنگ ساعت شمس العماره به گوش رسید و من افتخار داشتم که همراه هیاتی از بزرگان، ادیبان و نسخه خوانان در این همایش حضور یافتم و لحظه  لبریز از شوق افتتاح  ساعت شمس العماره نمی دانم چگونه بیش از 100 پله دالان های قدیمی را طی کردم و در ایوان زیبای آیینه کاری که متعلق به خانم انیس الدوله همسر ناصرالدین شاه قاجار به موقع با صدای ساز و دهل سنتی و باستانی ایران زمین حضور یافتم. لحظه زیبای بالندگی در بافت یکدست هنر و هنرمند 

چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391

دختر صوفی - وعده اول

از ضیافت گندم و مثنوی جمالی آمده ام با خوشه ای تاک و چند چکه چکامه تا شرق مسلمانی تو که می دانی حق نمک چیست و نمی دانی جمالی کیست؟ 

پس ببخشای این مهمان مست نمک گیر را و بگذار تا بنویسم: 

دختر صوفی بارانی ترین مثنوی آوازهای خاکستری است و شاعرش مشرقی مردی مهتاب مشرب با انبوهی اندوه که عاشقی را مرتع مطمئنی می داند برای رمه بانی زخم های باستانی اش  

دختر صوفی در 258 بیت را با امید به لطف و مهربانی خداوند بخشنده وعده به وعده از کتباب ظریف و لطیفش که مثل طبعش به خورد انسان می رود برایتان انتخاب می کنم و ستاره انیس را به مستی این پیر بازیگوش و این شاعر عقل گریز مهمان  ... 

دختر صوفی ز چشمم خون بریز  

عقده های دل ز دل بیرون بریز   

شعله آهی بزن بر خرمنم  

تا بخندی با شرار روشنم   

گریه ما را گرگ باران دیده کرد  

کس ندیده است آنچه با ما دیده کرد   

همدل من از دلم دوری مکن  

مست معنی فکر مستوری مکن   

باش در سیر معانی جفت من  

تا بزاید طفل عشق از گفت من   

خونم از روح جوانی تازه کن  

مثنوی های مرا آوازه کن   

نی قلم کن تا بشورانی مرا  

دل رقم کن تا بچرخانی مرا   

جوهر از خاکستر پروانه کن  

عشق بنویس و مرا دیوانه کن   

عشق یعنی بزم دل افروختن 

عشق یعنی گر گرفتن سوختن  

عشق یعنی، آبی آبی شدن  

برتر از مفهوم سیلابی شدن ...

سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1391

مقام مادر همیشه گرامی است نه تنها در روز مادر بلکه هر روز

جوانی سر از رای مادر بتافت                   دل دردمندش به آذر بتافت

چو بیچاره شد پیشش آورد مهد            که ای سست مهر فراموش عهد

نه گریان ودرمانده بودی وخٌرد              که شبها زدست تو خوابم نبرد

نه در مهد نیروی حالت نبود                 مگس راندن از خود مجالت نبود

تو آنی که از یک مگس رنجه ای          که امروز سالار وسرپنجه ای

به حالی شوی باز در قعر گور               که نتوانی از خویشتن دفع مور  ....

ادامه مطلب ...

   1       2       3    صفحه بعدی