X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1392

معرفی یکی از شاعران خوب پایتخت

 

 

تصویر استاد کاظم جیرودی در پشت جلد یکی از کتابهایشان جاری در نور 

 

جمعه 16 اسفند‌ماه سال 1392

وسعت بیداری

غزلی زیبا از سروده های  

شاعر متعهد و انجمن دار موفق پایتخت جناب استاد کاظم جیرودی


اسطوره‌ی استقامتی تو زینب

اسطوره که نه حقیقتی تو زینب

ای روح بلند آسمان ها در شب

مهتاب شکوه و شوکتی تو زینب

خورشید به روی نیزه همراه تو بود

آیینه ی بزم حیرتی تو زینب

دل در عجب از وسعت بیداری توست

مجموعه‌ی بی نهایتی تو زینب

یک جرعه ز چشمه سار هستی را

جوشنده و با سخاوتی تو زینب

تو آیه‌ی مهر و قهرمان عشقی

یا سوره‌ای از کرامتی تو زینب

ای ابر کرامت و سخاوت دریا

باران زلال رحمتی تو زینب

بیغمبر زن کسی ندیده اما

الگوی امامت و رسالتی تو زینب

مضطر نشدی که عین باور هستی

ذریه‌ی آل عصمتی تو زینب

جمعه 16 اسفند‌ماه سال 1392

سالروز ولادت خانم زینب سلام الله علیها مبارک باد

شرح عرضی می نویسم محضرت

بانوی خوب و عزیزم جان فدای مادرت 

 

سرکار علیه، خانم زینب «سلام الله علیها»

انشاالله که امروز گنبد زیبای بارگاهتان در دمشق چراغانی و آذین بندی شده است. خوش به سعادت زنان و مردان زائری که بای بوسی درگاهتان برایشان مقدر شده است. و پنجه در پنجره های ضریح زیبایتان انداخته اند.

البته که از همت کوتاه و غفلت بسیارم یارای زیارت حرمتان هنوز وصال نداده است. 

اما بانوی خیمه گاه، بانوی تل زینبیه، بانوی سید الشهدا، بانوی کربلا، بانوی بلند آوازه جهان که مقام خواهر از تو معنا می گیرد، 

بانوی چشم های سیاه و صورت زیبای خورشید نشان که در حجاب رفیع چادری سیاه طلایگون و ناب می درخشی، بانوی آشنایی همه تنهایان، بانوی عشق، بانوی صبر، بانوی جاودانه ترین خطابه ی تاریخ،  

بانوی جنگ ، من هم به شعر و خطابه می اندیشم،  بانوی آسمان و زمین و بهار،

تا بشکفد شکوفه‌ی اشعار تازه‌ام من را دعا کنید،

من را به حرمت این روز بی بدیل لطفأ دعا کنید.

 

با احترام - انیس

جمعه 9 اسفند‌ماه سال 1392

ساقیا آمدن عید مبارک بادت



روزهای زیبای ماه اسفند هر لحظه و هر دقیقه را که پشت سر می گذاریم، یعنی:

 شتاب در استقبال از بهار روزگاران



شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392

مستوره کردستانی

برگرفته از فعالیت ها و تحقیقات انجمن ادبی مستوره کردستانی 

به ریاست سرکار خانم دکتر واله کردستانی (ش - ا)شاعر و محقق معاصر   

 

در فرقت تو صبر و تحمل تا چند 

 نالان و غزلسرا چو بلبل تا چند
خون شد دلم از محنت ایام فراق
     این جور و جفا با منت اى گل تا چند  

(سروده مستوره کردستانی)

 

خانم مستوره کردستانی شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار کرد ایرانی از افتخارات کشور ایران است. وی در سال 1184 در شهر سنندج در غرب ایران چشم به جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به مرکزیت سنندج بود.  

زبان‌های کردی، فارسی و عربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت. همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالت‌های قاجار شد.  

با هجوم قاجار به امارت اردلان در سده ۱۹، مستوره همراه با خانواده‌اش به امارت بابان در سلیمانیه کوچ کردند. پسرش رضا قلی‌خان، جانشین خسروخان اردلان توسط قاجارها به زندان افتاد.
ابوالحسن بیگ پدر ماه شرف خانم از سوی پدر از خوانین درگزین همدان بود که جد بزرگ آنان قادر نام زمان شاه سلطان حسین صفوی (۱۷۲۲-۱۶۹۳ / ۱۱۳۵-۱۱۰۵) از همدان به سنندج مهاجرت کرده‌است. میرزا عبدالله رونق این مهاجرت را در سال ۱۱۲۰ هـ. ق مطابق ۱۷۰۸ میلادی نوشته‌است، بخش دیگری از درگزینی‌ها به سلیمانیه عراق کوچ کردند و امروز محلهٔ درگزین به نام آنان است. 

حاج رجبعلی کلانتر جد بزرگ مستوره در زمان احمد خان فرزند سبحان وردی خان مصادف با حکومت نادر شاه (۱۷۴۳-۱۷۴۰ / ۱۱۵۶-۱۱۵۳) مرد با نفوذی در دستگاه حکومت اردلان‌ها بوده‌است. 

محمد آقای ناظر کردستانی پدربزرگ مستوره یکی از شخصیت‌های بلند مقام بود که پنجاه سال همعصر با چند تن از والیان مسئولیت آرامش داخلی و مرزهای کردستان و دخل و خرج و اداره ولایت را بر عهده داشته و در تمام جنگ‌ها به همراه خسروخان بزرگ اردلان به جنگ و پیکار مشغول بوده‌است. 

مستوره با ذوق و قریحهٔ شعریش توانست با سرودن قصائد نغز و غزلیات آبدار با شاعران نامدار زمان خود مقابله کند و در تاریخ نویسی پا به پای مورخین در عرصهٔ وقایع نگاری جلوه نماید. میرزا علی اکبر منشی دیوان غزلیات مستوره را بیست هزار بیت دانسته‌است.  

میرزا علی اکبر وقایع نگار در شرح حال او می‌نویسد: سزاوار است نام مستوره به خاطر فضل و کمال و خط و ربط و شعر و تاریخ نگاری اش در ردیف زنان برجسته و مورخین نامدار قرار گیرد.

ماه شرف خانم در هفده سالگی به اجبار به عقد و ازدواج خسرو خان فرزند امان الله خان بزرگ درآمد. میرزا علی اکبر منشی می‌نویسد: 

مستوره چون شأن و شایستگی خود را برابر با مردان روزگار می‌دانست از این مواصلت و مزاوجت امتناع داشت تا اینکه خسروخان پدر و جد او را همراه چند تن از بستگان به زندان انداخت و ابوالحسن بیگ را مجبور به پرداخت جریمهٔ سی هزار تومان نمود و شرط استخلاص آنان را منوط به عقد مستوره نمود، مستوره به ناچار بدین مزاوجت تن در داد و جز تسلیم در مقابل استخلاص پدر و جدش راه دیگری نداشت در حالی که خسرو خان پیش تر با حسن جهان خانم بیست و یکمین دختر فتحعلی شاه قاجارازدواج کرده بود و از او سه پسر به نام‌های رضا قلی خان، امان الله خان و احمد خان و سه دختر به نام‌های خانم خانم‌ها که زن اردشیر میرزا برادر محمد شاه قاجار بود و دیگری عادله خانم همسر حسین خان والی شیراز و سومی آغه خانم داشت.

حسن جهان خانم زنی بود ادیب و شاعر و سیاست‌مدار و صاحب قدرت و مسلط بر زندگی خسروخان. 

مستوره بیشتر اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر و نوشتن تاریخ می‌گذرانید و چون خسرو خان نیز شاعر بود بیشتر او را بدین کار تشویق می‌نمود، رفته رفته مستوره به خسروخان علاقه مند شد. ماه شرف خانم در میان شاعران فارسی زبان با یغمای جندقی ارتباط شعری داشت و با سید عبدالرحیم مولوی که از بزرگان مکتب شعر گورانی است آشنا بود زیرا هر وقت سید عبدالرحیم مولوی به دیدار دوستانش غلامشاه خان اردلان و رضا قلی خان اردلان به سنندج می‌آمد از مستوره نیز دیدن می‌کرد و او را تشویق می‌نمود تا شعر کردی گورانی بگوید. 

اشعار مستوره به علت پختگی و استحکام و زیبایی در کردستان بابان دست به دست می‌شد، نالی شاعر معروف کرد سورانی سرا در اشعارش ضمن ستایش مستوره با گوشه و کنایه و طنز می‌خواست از حرمت او بکاهد اما برخلاف میلش موجب اشتهار و معروفیت مستوره در شعر و ادب گردید. 

دوران خوش بختی و آرامش روحی و به قول مستوره روزگار اعتبارش چندان طولانی نبود، زیرا خسرو خان اردلان در سال ۱۲۵۰ هـ. ق به عارضه کبدی گرفتار و پس از دو ماه مریضی در سن بیست و نه سالگی درگذشت، مرگ همسر و داغ از دست دادن برادر جوان ناکامش ابوالمحمد که در سن بیست و دو سالگی وفات یافت، علاوه بر اینکه نشاط و شادابی جوانی را از او سلب نمود، ضربات روحی زیادی بر پیکر نحیف و ضعیف او بر اثر دو ماه مریض داری و شب نخوابی، وارد ساخت و او را به سوی انزوا و عزلت و مطالعهٔ کتب دینی و تالیف کتاب عقاید کشانید.

مستوره سالیانی را به تنهایی در میان خانوادهٔ جانشینان خسروخان گذرانید. میرزا عبدالله رونق در شرح حال مستوره می‌نویسد:  

«در سنهٔ ۱۲۶۳ به علت فَترت ولایت، با خویش و عشیرت که یکی از آنها حقیر بود جلای وطن اختیار و در ملک بابان و خاک روم سکونت قرار داده و بار سفر آخرت را در آن مقام گشاده دست اجل گریبان حالش را گرفته بسوی گلشن جنان کشید» در یک تذکره شعرای کردی چاپ عراق آمده: «جنازهٔ مستوره را از سلیمانیه به نجف انتقال دادند»  دکتر مهدی بیانی به نقل از مجمع‌الفصحا او را از خوشنویسان خط نستعلیق دانسته‌است.

مستوره اردلان چندین کتاب شعر نوشت. تاریخ اردلان او به عنوان یکی از متون شیوای فارسی شناخته شده‌است. اشعار پراکنده‌ای نیز به گویش گورانی زبان کردی از او بجا مانده‌است.

 

آثار مستوره عبارت‌اند از:

  •  دیوان اشعار: که به فارسی سروده شده  
  •  تاریخ اردلان: این کتاب معروفیت و ارزش علمی و اجتماعی مستوره را دو چندان نموده زیرا تا اواخر قرن نوزدهم میلادی در تمام خاورمیانه در عرصهٔ تاریخ نویسی خصوصا کردشناسی در میان زنان جز مستوره کسی به این کار نپرداخته‌است، این اثر ارزشمند در سال ۱۹۴۷ میلادی مطابق ۱۳۲۶ شمسی به وسیله مرحوم ناصر آزادپور در سنندج به چاپ رسید.
  • عقاید مستوره: این کتاب که رسالهٔ کوچکی از عقاید مستوره  

من آن زنم که به ملک عفاف صدر گزینم 

ز خیل پردگیان نیست در زمانه قرینم
به زیر مقنعه ما را سرى است لایق افسر
 ولى چه سود که دوران نموده خوار چنینم
مرا ز ملک سلیمان بسى است ننگ همیدون
که هست کشور عفت همه به زیر نگنیم
به معشر نسوان مر سپاس و حمد خدا را
 همى سزد که بگویم منم که فخر زمینم
ز تاج و تخت جم و کى مراست عار ولیکن
  به آستان ولایت کمینه خاک نشینم
على عالى اعلى امیر صفدر حیدر
  که هست راهنماى یقین و رهبر دینم
کمینه‏وار چو «
مستوره» دل بدو بسپردم
 هزار بنده به درگه ستاده همچو نگینم