X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
شنبه 28 تیر‌ماه سال 1393




جناب استاد حسین آهی

بیست و سوم خرداد نود و سه

انجمن ادبی بهار خاقانی
شنبه 28 تیر‌ماه سال 1393

از سروده های جناب استاد حسین آهی

روزگاری ماهی و خرچنگ و قو

سوی دریا می شدند افسانه گو

بود یک ارابه آنجا _ سالیان _

ماهی و خرچنگ و قو، ارابه ران

ماهی اک تا آبدانش می کشید

قو به سمت آسمانش می کشید

بشنو از خرچنگ، کو از کجروی

پس پسک می راند با عزمی قوی

اختلاف آن هر سه را از راه برد

آرزوشان را چو گل در دم فسرد

اختلاف جمع کاری نارواست

خلق را غیر خودی خواندن خطاست

هیچ رنگی نیست در روی نفاق

بر نیاید کار جز با اتفاق


سروده بالا که از اشعار پرمعنا و متفاوت جناب استاد حسین آهی است، برداشتی است منظوم، از دست نوشته های فابل نویس مشهور روسی krylof (کرایلف)به سال (1844-1798).

جناب استاد جمال زاده پیشنهاد به نظم درآوردن این دست نوشته را به برخی از شاعران از جمله رعدی آذخشی، یحیی ریحان و حسین آهی دادند که از این سه، سروده استاد آهی را به دلیل کوتاهی و موجز بودن بسیار پسندیدند.


 

جمعه 27 تیر‌ماه سال 1393




ناآمدگان، اگر بدانند ما، در دهر چه می کشیم نایند به دهر
چهارشنبه 25 تیر‌ماه سال 1393

گزارش مصور انجمن ادبی مستوره کردستانی

روز یکشنبه مورخ 22/04/93 همزمان با میلاد مسعود کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی دومین همایش انجمن ادبی مستوره کردستانی به ریاست سرکار خانم دکتر واله کردستانی در محل خانه کرمانشاه واقع در خیابان گیشا برگزار گردید. 

در این جلسه میزبان حداقل 150 نفر از شاعران،‌ هنرمندان و اهالی سینما بودیم که با پذیرایی افطار همراه بود. 

پس از پخش سرود ملی و قرائت قرآن خانم انیس مجری جلسه برنامه را با قرائت دوبیتی ذیل از بانو ماه شرف خانم (مستوره) راس ساعت 17:30 عصر آغاز نمودند.    

  

تا در مقام صدق و وفا پا گذاشتیم      پایی به فرق عالم بالا گذاشتیم  

   برتافتیم از همه عالم رخ نیاز           حاجات خویش را به خدا واگذاشتیم 

خانم انیس ضمن خوشامدگویی به حضار و اعلام برنامه های متعدد٬ این مراسم را با شعر خوانی شاعر جوان کشورمان سرکار خانم گلدیس آذرنوش آغاز نمودند. مهمان بعدی برنامه خانم مریم آویژگان مسئول انجمن ادبی گیلاس لواسان مدعوین را به غزل زیبایی مهمان نمودند. 

سرکار خانم دکتر واله کردستانی ریاست محترم انجمنُ طی سخنرانی کوتاهی و جذابی فوت جانگداز رئیس هیات مدیره انجمن بهار خاقانی مرحوم دکتر گازرانی را به خانواده ایشان و شاگردانشان تسلیت گفتند و همچنین درگذشت استاد شعر طنز ایران زنده یاد مرحوم حسامی محولاتی متذکر شده و ارج نهادند.  

 

   

 

یکی دیگر از برنامه های درخور توجه این همایش٬ دف نوازی استاد پژمان چراغی هنرمند جوان کشورمان است که تشویق و تحسین های فراوان حاضران را به دنبال داشت.  

پس از این هنرنمایی از فرزند مرحوم سرهنگ وزیری تقاضا شد به جایگاه آمدند و ضمن سخنرانی و ابراز احساسات به شاعران و هنرمندان دسته گل و لوح یادبود با تصویر پدر مرحومشان را به امر سرکار خانم دکتر کردستانی از استاد عطا نصیر دفتری و جناب پژمان چراغی دریافت فرمودند.

 

 

مراسم بزرگداشت قابل توجهی نیز برای سه تن از هنرمندان خوب کشورمان از جمله: جناب استاد ناصر شکرایی نوازنده ی ویولن،‌ جناب استاد علی رضاییان (فراز لوزانی) شاعر ملی، جناب استاد تقدسی از پیشکسوتان تئاتر برگزار گردید. که در این مراسم حلقه های گلی توسط جناب استاد محمد منتشری،‌ استاد حقگو و دیگر پیشکسوتان حاضر تقدیم محضرشان شد.  

همچنین سرکار خانم زیبا صالحی٬ استاد حقگو٬ استاد جلال مهدیانی اشعار زیبایی در توصیف استاد لوزانی قرائت فرمودند،‌ جناب آقای حائری فر (فؤاد کرمانشاهی) و مهندس منوچهری نیز سروده هایی به محضر استاد شکرایی تقدیم نمودند.

 

  

این نشست فرهنگی که با شکوه و تشریفات خاصی انجام شد با برنامه های متنوع سخنرانی و شعر خوانی شاعرانی همچون: استادان صاحبعلی ملکی، کاظم جیرودی،سفیر نیشابوری (تهرانپور)، دکتر صدری، ‌ اسیری کرمانشاهی،‌ دکتر حامد عمادزاده،‌پدرام،‌ فضل اله دروش،‌حسین هاشمی،‌اسفندیار وزیری،‌ثریا فرزین،‌ سیامک سلیمانی روشن،‌ جلال مهدیانی،‌ بانو گیتی معینی،عطا نصیر دفتری، سیروس حقگو (موقرالشعرا)،مهندس منوچهری، دکتر بیگدلی و ... همراه بود.  

از دیگر نکات قابل توجه تلاوت اذان مغرب توسط جناب استاد دکتر صدری بود که پایان بخش برنامه ها بوده و سپس مهمانان و روزه داران عزیز به صرف افطار دعوت شدند. 

دوشنبه 23 تیر‌ماه سال 1393

غزل استاد محسن محمودی در سوگ زنده یاد دکتر محمد گازرانی

باور نمی کنم که تو پرواز کرده ای 

از جان گذشتی و سفر آغاز کرده ای 

باور نمی کنم که تو رفتی و سال ها  

باب فراق و غصه و غم باز کرده ای 

رفتی و دل ز عالم خاکی بریده‌ای  

قصد سفر به گلشن ممتاز کرده‌ای 

خواندی ترانه ای ز سرانجام عاشقی 

شرحی ز عمق واقعه ابراز کرده ای 

با آخرین ترانه‌ات ای یار نامدار 

ذکر هزار نکته و صد راز کرده ای 

گفتی سرای عالم خاکی گذشتنی است 

بحثی به حکم مکتب ایجاز کرده‌ای 

ما را میان گردش هستی نهاده‌ای 

خود از میان قافله پرواز کرده‌ای 

ای رهنما و مرشدم ای گازرانی‌ام 

آخر چرا ترانه ی غم ساز کرده ای 

من مانده‌ام چو شاعر آزاد غم زده  

باور نمی کنم سفر آغاز کرده‌ای

   1       2       3       4       5       ...       7    صفحه بعدی