X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393

بندر عباس - آستانه متبرک امامزاده سید مظفرالدین «علیه السلام»


(شعری با گویش بندری)


به سدر المنتهی کروبیان سرگرم پاکوبی

ملائک با نی داوود اخونن شعر محبوبی

گلون جنتی اندر چمک با سدره طوبی

بساط عیش و نوشن در حریم پاک محجوبی




امام زاده سید مظفر (ع) نسب شریفش به امام موسی بن جعفر (ع) می رسد. به  نوشته اکثر مورخینی که در خصوص بندرعباس و خلیج فارس کتاب آنان به یادگار مانده است ایشان در زمان متوکل عباسی از بغداد به ایران و بندرعباس مهاجرت و تا پایان عمر در این شهر می زیسته است و در سال  402 هجری قمری در بندرعباس وفات یافته و مدفون شده  اند .

بقعه امام زاده در محله ی نایبند کنار بلوار امام خمینی (ره) بر فراز تپه ای واقع و بنای فعلی شامل شبستان به وسعت 750 متر مربع، چهار گلدسته 30 متری با نمای  درونی و بیرونی کاشیکاری هفت رنگ و مقرنس و معرق است . این آستانه کانون معنوی و دینی شهروندان  خداجو و محب اهل بیت  عصمت و طهارت (ع) است .



Holly shrine of Imamzade Seyed Mozaffar

Imamzade seyed mozaffar's  installation reaches to Imam musa ibn Jafar. According to most historians he came from Baghdad to Iran and Bandarabbas In abbasi's age. He died in 402 (lunar calendar) in Bandarabbas.

His shrine is in Nayband Near the Imam Khomeini Boulevard and his shrine has a big yard (750 square meters) with four minaret. This shrine is tiling and is very beautiful that believers pray there

عکس های ارسالی:

خانم انیس

منبع:
http://khalijefars.irib.ir
سایت صدا و سیمای مرکز خلیج فارس

جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393

ضریح امامزاده سید مظفر


جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393

نمای داخل سقف حرم (داخل گنبد) آستانه مقدس سید مظفرالدین - بندرعباس




امامزاده سیدمظفر:
نسبت این امام‌زاده را به فرزندان موسی کاظم می دهند که در سال ۴۰۲ه. ق در این بندر عباس وفات یافته است.
جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393

یک غزل


غزل 1

صفحه ی 213

از دیوان اسرار اشعار فارسی

حاج ملاهادی سبزواری

به کوشش پروفسور سید حسن امین




آمدم از خود به تنگ کو سردار فنا؟

نوبت منصور رفت، گشته اکنون دور ما

تا نکنی ترک سر، پای در این ره منه

خود ره عشق است این، هر قدمی صد بلا

موجه ی طوفان عشق کشتی ما بشکند

دست ضعیفان بگیر، بهر خدا ناخدا

خضر رهی کو که ما عاجز و درمانده ایم

کعبه ی مقصود دور، خار مغیلان به پا

از کف من برده دل، آن بت پیمان گسل

رشک بتان چگل، غیرت ترک ختا

کیش تو: عاشق کشی، مهر و وفا: کار من

از لب تو: حرف تلخ، وز لب من: مرحبا

گر چه نکردی قدم رنجه به بالین من

لااقل از بعد مرگ بر سر خاکم بیا

سینه ی اسرار را محرم اسرار ساز

ای تو به زلف و به رخ، راهزن و رهنما



ر

جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393

از سروده های جناب آقای محمد حسین بهرامیان - شاعر توانمند معاصر

از یک غم نگفته


 حیرانم آنقَدَر که نمی دانم، از واژه های خسته چه می خواهم

می دانم اینقدر که نمی دانم از این زبان بسته چه می خواهم


تو فکر می کنی که قناری ها از یک پر شکسته چه می فهمند؟

من اینقدر که نمی فهمم از این من شکسته چه می خواهم


عمری به سردویدم و ننشستم، چون موج بی گلایه.... بگو حالا

از کشتی شکسته تن ، از این شوق به گل نشسته چه می خواهم


زیر هجوم سایه کم آوردم، روزی که دور معرکه با من بود

از پهلوان قصه و زنجیری صد پاره و گسسته چه می خواهم


سبز و بنفش روسری ات در باد، آویزِ شاخه هایِ سر انگشتت

من در چنین شبانه شیرینی، در باغ های پسته چه می خواهم


من یک شهاب تند سرازیرم، هی جسته و گریخته می میرم

وقتی که طرحی از تو نمی گیرم، از این شب خجسته چه می خواهم


امشب دوباره سر به گریبان و ... باری کنار بهت خیابان و...

از بافه بافه بافه باران و.... گل های دسته دسته چه می خواهم


عمری غریبه بودم و بیزار از، درهای رو به بال کبوتر باز

امشب بر این ضریح پر از باران، از قفل های بسته چه می خواهم


می گویم از لبت؟نه نمی گویم.... تو یک غزل سروده دیرینی

از یک غم نگفته چه می گویم، از یک گل نرُسته چه می خواهم


من خوابِ گنگ دیده و دنیا کور، من گنگِ خواب دیده و عالم کر

حیرانم آنقدر که نمی دانم از این زبان بسته چه می خواهم

 

   1       2       3       4       5       ...       10    صفحه بعدی