ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
دوشنبه 27 مهر‌ماه سال 1394

غزل عاشورایی زنده یاد استاد حسامی محولاتی


نقل از کتاب عارفان شهید - صفحه 41،

صاحب اثر:نویسنده و پژوهشگر سیروس حقگو (موقرالشعرا)

 

«درباره اهمیت رستاخیز حسینی و فاجعه ی کربلا و همچنین عظمت بیدادگری یزید، خلیفه ی جبار اموی ، ادبا، نویسندگان و شاعران در تمام طول تاریخ اسلام تحت عناوین مختلف قلم فرسایی کرده و شعرها سروده اند و شیعیان جهان همه ساله در ماه محرم بزرگترین حماسه ی عاشورای حسینی را به نمایش می گذارند.»

 

مرحوم استاد محولاتی جهت کنگره شعرهای عاشورایی - سال 1366

قطعه شعری را با تضمین از حافظ شیرازی سروده است که به شیفتگان تقدیم می‌شود.




 

شه لب تشنگان می‌گفت: زیر تیغ قاتل‌ها

«الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناول‌ها»

 

به غیر از شاه مظلومان، نبینی عاشقی صادق

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

 

مگو سلطان دین بود از بلای کربلا غافل

«که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها»

 

سر شهزاده‌ی اکبر، چون ز شمیشر عدو شق شد

«ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها»

 

بگو آماده شو زینب، که بعد از ظهر عاشورا

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل ها

 

نهان شد زیر خاکستر، سر شاه شهید اما

نهان کی ماند آن روزی کز او سازند محفل ها

 

چو شب شد غرق وحشت، در بیابان طفل شه گفتا

کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها


دوشنبه 27 مهر‌ماه سال 1394

منتخب مسابقه شعر عاشورایی سال 1366


وبلاگ ادبی ستاره انیس با افتخار غزل عاشورایی

استاد سیروس حقگو (موقر الشعرا)

که در کنگره شعرهای عاشورایی سال 1366

در استقبال از غزل سعدی شرکت کرده و مقام نخست را کسب کرد

به نقل از صفحه 158 آهنگ عشق، تقدیم می دارد.

 



دشت کربلا


چون سوی دشت کربلا، آن نوجوانم می‌رود


«ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می‌رود»

 

گفتا شه لب تشنگان، هنگام ترک آن جوان


«کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود»

 

بذر محبت کاشتم، محصول غم برداشتم


«آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود»

 

گفتا به عباس از درون، می ریز از ساغر کنون


«پنهان نمی ماند که خون ، بر آستانم می رود»

 

گفتا حسین : عباس کو؟ شیراوژن حساس کو؟


«گویی که نیشی دور از در استخوانم می رود»

 

با این دل زهراوشم، داغ شهیدان چون کشم؟


«چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می رود»

 

سازد به خون خود وجود، با عرشیان در گفتگو


«در سینه دارم یاد او ؟ یا بر زبانم می رود»

 

گفتا شه دنیا و دین صد شعله آتش بر جبین


«کاشوب و فریاد از زمین تا آسمانم می رود»

 

بر سوی یار بی‌کسان، دخت حسین دامن کشان


«دیگر از مپرس از دل نشان، کز دل نشانم می رود»

 

افتاده دردشت بلا، طفلان مسلم از قضا


«طاقت نمی آرم جفا، که آه از فغانم می رود»

 

«سعدی» فغان کردی چو من، گفتی به «حقگو» این سخن


«من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود»

شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394

غزل عاشورایی سروده شاعر خوب معاصر جناب استاد محسن محمودی

  

این روزها، لحظه هایمان با حزن و اندوه مرثیه‌ی عاشورا،  

شگفتی ها و جانبازی های قهرمانان آن حماسه ی آسمانی  

طی می شود.  

در وبلاگ ادبی ستاره انیس، افتخارمان این است  

 

که پذیرای آثار شاعران، نویسندگان و تصویربرداران   

متعهد و ممتاز کشورمان هستیم. 

 

غزل ذیل کاری است از :  

مجموعه سروده های آیینی جناب استاد محسن محمودی - آزاد قلم 

 


 

«قیام عشق»

  

محرم آمد ای عاشق به پاخیز  

به یاد آن قیام حیرت انگیز  

که میر عاشقان آمد به میدان  

به میدان قیامی عبرت آمیز  

ز جانبازی همه جان ها فدا شد  

چو باغ لاله در هنگام پاییز   

زخون عاشقان در وادی عشق  

زمین گلگون شد و از عشق لبریز  

هدف آزادی و آزادگی بود  

در این ره با نماد ظلم بستیز  

جهان در التهاب این قیام است  

به تایید قیام عشق برخیز  

بخوان با شاعر «آزاد» از عشق  

چو یاحق یاحق مرغ شباویز

شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394

باز این چه شورش است که در خلق عالم است ...





باز این چه شورش است که در خلق عالم است 

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است

گویی که سر بـــرون زده از مغــــرب آفتاب

 گویا عـــزای اشــــرف اولـــاد آدم است

شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394

از دفتر ششم مثنوی - همنوایی با عاشورا



چون غبار تن بشد   ماهم بتافت

ماه جان من هوای صاف یافت

عمرها    بر طبل عشقت  ای صنم

ان فی موتی حیاتی  می زنم

گر مرا صد    بار تو   گردن زنی

همچو شمعم برفروزم روشنی       

(مثنوی - دفتر  ششم)

   1       2       3       4       5       ...       7    صفحه بعدی