X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
شنبه 16 دی‌ماه سال 1396

به یاد بزرگ مرد تاریخ ایران میرزا تقی خان امیر کبیر


امیر


سروده جناب آقای محمد تقی حرآبادی (دبیر انجمن ادبی صائب)


از کتاب«ایران در کتیبه شعر»




قلم ز مستی شاهانه جوهر اندیش است

شب از هجوم جهالت سیه تر از خویش است

به بارگاه جنون سوگلی مست آغوش

به شه نشین جنایت نشسته نوشانوش

به کوچه های سیاست عبور جلاد است

به خون خاک وطن پخته تیغ فصاد است 

و این تطاول اهریمنان ناپاک است 

و این قراول چشمان خیره بر خاک است 

جهان شگفتی افرنگ را نمی خواهد 

زمان سلیقه ی نارنگ را نمی خواهد

عبور حادثه راهی درشت می طلبد

زبان مظلمه سندان و مشت می طلبد

به لوت باقیم، ابیانه را نمی خواهند 

به شعر میکده، پیمانه را نمی خواهند

صلاح مملکت ما به خسروان دادند

و خسروانه وطن را به این و آن دادند

ستاره سحری را از آسمان چیدند

بلوغ صاعقه را شبروانه دزدیدند

چگونه شرح تو گویم به مثنوی کبیر

که جز غزل نتوان گفت شور و حال امیر

بیا به بدرقه عاشقانه بنشینیم

که ایستایی اندیشه را نشد تدبیر

هنوز توشه آزادی ات به دوش من است

اگر چه قافله رفتست و مانده ام ز مسیر

تو از قبیله من بوده ای و می دانم

چه سخت می گذرد زندگی در زنجیر

چه می شد ار تو به جا بودی و زمان بی جا

خرافه گو نی ام ، اما امان از این تقدیر

دوباره می شود آیا ز خاوران کهن

غزاله ای بدمد عاشقانه و شبگیر

دوباره می شود از بین پیل و اسب اصیل

پیاده ای برسد در کنام شاه و وزیر

دوباره می شود از تاک تا «هزاوه» رسید

دوباره می شود این بیشه آشیانه ی شیر