X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1396

غزل معاصر - سروده جناب استاد مردانی (فراز)


 هر کس صبح را آغاز کند و در اندیشه دیگر مسلمانان نباشد،​ مسلمان نیست 


ای غریبه، ای مسلمان 

ای که داری، نام انسان

ای که باشی ، کامکار و 

کامیاب و شاد و خندان

قصه یی پر غصه دارم 

بشنو از دل، بشنو از جان

هیچ دیدی، دردمندی

هیچ بودی، فکر درمان

هیچ دیدی، بینوایی

پای لنگان، دست لرزان

می شمارم،​ از برایت 

یک به یک،​ غم های آنان

تن نحیف و جان ضعیف و 

دیده کم سو، سینه سوزان

رنج افزون ، غصه بی چون

درد ظاهر، اشک پنهان

فقر و پیری، غم پذیری

اشک حسرت ،​ آة و افغان 

سینه پر غم ، قحط همدم

کار مبهم ، دل پریشان

پینه های دست بابا

کودکان نیمه عریان

گیوه های پاره پاره 

زخم های پای چوپان

چشم مادر مانده بر در 

یک شهیدی توی میدان 

قاب عکسی، روی طاقچه 

سقف خانه ، خیس باران

زندگی در اوج سختی

مردمان، سر در گریبان

غم مخور این روزگاران 

می رسد روزی به پایان

بعد پاییزان «فرازا» 

گل کنی در نوبهاران