ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی

من یک مسلمان هستم

 

 

 سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی   

عشق محمد بس است و آل محمد «ص» 

 


  

 

 

 

در زمانه ای به سر می بریم  

که مسلمانی و خداشناسی کار آسانی نیست. 

قرن هاست دانشمندان، حکیمان، استادان و  

فلاسفه گفته اند و نوشته اند و به اثبات رسانده اند  

که آخرین پیامبر و تکمیل کننده دستورات خداوند و ختم  

رسالت پیغمبران الهی حضرت محمد مصطفی «ص» است. 

قرآن کتاب دست نخورده و کلام حقِّ حقانیت آفرینش است. 

 

این روزهای ابری و مه آلود چه باید کرد؟ 

 

برانیم تا ماحصل تحقیقات استادان و نظرشناسان  

مشهور کشورمان را جمع آوری و در بخش های مختلف  

در این صفحه به استحضار شما فرهیختگان برسانیم. 

 

برآنیم تا سروده ها، دل نوشته ها،‌ مقالات و تحقیقات 

شاعران متقدم و متاخر جهان اسلام را به رخ بکشانیم و  

بازخوانی کنیم.   

 

باشد تا از این فراموشی مسخ کننده رها شویم. 

 

 

 

 

  

 

از سروده‌های جناب استاد محسن محمودی (آزادقلم)




محمد رسول الله

«صلّی الله علیه و آله و سلّم»




پیرو دین پاک اسلامم

نام دینم نشسته بر نامم


من مسلمان و پیرو قرآن

شهد قرآن همیشه در جامم


سوی کعبه نماز می خوانم

دور کعبه به طوف و احرامم


مقتدایم همه محمّد باد

نام او منتهای آرامم


شیعه ی خالص علی هستم

جام عشق علی است در کامم


سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله


ای محمّد تو رهبر مایی

رهبر راه دین و دنیایی


همچو خورشید پرتو افشانی

هادی و رهگشای فردایی


دین تو، دین پویش و بینش

حکم تو منتهای بینایی


پرتو نور دین و آیینت

غایت حکمت و شکیبایی


رهروان را، ز پرتو قرآن 

رهنما سوی عرش اعلایی



سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله


آیه های شریف قرآن را

این کلام خدای سبحان را


هدیه کردی به مردم عالم

جلوه دادی قلوب انسان را


خوانده ای لا اله الّا هو

تا بخوانی رحیم و رحمان را


گفته ای آن خدای بی همتا

آن خدای زمین و کیهان را


این جهان آفریده از حکمت

صبح آغاز و شام پایان را



سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله


دین تو دین عشق و آزادی

مکتب اعتقاد بنیادی


حامل نور حق پرستیدن

شاکر نعمت خدادادی


حاوی واژگان اخلاقی

راوی نکته های ارشادی


فکر تهذیب روح انسانی

مهد اصلاح فکر الحادی


راه رفتن به اوج خوشبختی

تا رسیدن به عشق و آزادی 



سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله


ای محمد تو والی عشقی

رهبر دین و حامی عشقی


بنده ی پاک کبریایی تو

پیک حق و منادی عشقی


راهیان را تو رهنمون باشی

رهروان را تو راوی عشقی


در طربخانه ی غدیر خم

نغمه پرداز ساقی عشقی


گفته ایی ای علی ولی الله

تو علمدار ثانی عشقی



سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله


من مرید تو و مسلمانم

پیرو دین و حکم قرآنم


عهد و پیمان به حکم تو بستم

من بر این قول و عهد و پیمانم


شیعه‌ی پاک مرتضی باشم

شهد عشق علی است در جانم


جمله ی یا علی ولی الله

تا ابد عاشقانه می خوانم


می سرایم چو شاعر آزاد

من مرید تو و مسلمانم



سردهم لا اِلهَ اِلّا الله

ای محمد تویی رسول الله

 

 

 

 

 

 

استاد حسین افشار امین از شاعران و پیشکسوتان هنر  

 

معاصر کشورمان هستند.     

دوران حضور موثر ایشان در هیات مدیره انجمن ادبی بهار خاقانی  

 

هرگز فراموش نمی شود و

   

 خدمات ارزشمندی که در راستای ماندگاری هنر موسیقی و شعر ارائه  

 

فرمودند مایه‌ی افتخار است.  

 

غزل ذیل در وصف رسول گرامی اسلام  

 

حضرت محمدمصطفی «ص» تقدیم حضورتان  

 

می گردد.

 

 

دیـدۀ دل بــاز کــن روی مــحـمــد را بــبــیـن   

خـوشـتـر از مُـشـگِ خـتـن مـوی محمد رابـبـین    

زهـد مـی ورزی چـرا زاهـد تـو از بـهـر بـهـشـت    

رشـگ فـردوس بـریـن کـوی مـحـمـد را بـبـیـن    

عــاشـق و رندیم و فــارغ از تـمــنّـای جــهــان   

 

رشـتـۀ دلـهـا ، تو گـیـسـوی مـحـمـد را بـبـیـن    

مـجمـع حـسـن و جـمـال و دلـربــائـی و صـفـا    

نـرگـس چـشـم و لب و روی مـحـمـد را بـبـیـن    

حـق تـبـارک گـفـتـه بـر خُـلق نکویش در کتاب    

 

مــعــجـز پــایــنـدۀ خـوی مـحـمـد را بـبـیـن    

احـمـد و مـحمـود ، ابـوالقاسـم ، محمد ، مصطفی    

حـسـن زیـبـاروی نـیـکـوی مـحـمـد را بـبـیـن    

خوش نماز با حضوری از صفای دل بخوان    

گــوشـۀ مــحـراب ابــروی مــحـمـد را بـبـیـن  

 

 

سروده:

 

استاد سید حسین افشارامین  

 

 

 


 

 

جناب استاد سیروس حقگو (موقرالشعرا) که یکی از نامداران و سرامدان غزل سرایی 

 

در کشورمان و در حال حاضر هستند غزل ذیل را ارائه فرمودند. 

 

برای این شاعر فرهیخته و متعهد سلامتی و طول عمر با عزت از  

 

درگاه ایزد منان خواستاریم.  

 

     

 

ندا آمد، ندا آمد، ندایی از حَرا آمد 

 

که ره گمگشتگان را رهنمایی رهگشا آمد 

 

ملائک تا برآوردند از هر سو ندای حق  

 

ز اوج کهکشان ناگه صدای هل اَتی آمد 

 

 بُدش لوحی ز عترت بر کفش آیات یزدانی 

 

که در مرأت یزدان آن جمال حق نما آمد 

 

چنان پیچیده در جانش ندای اقرا از ایزد 

 

که پنداری ندایش از در و بام و هوا آمد 

 

جهان شد سر به سر مسجود،‌ در پیش صلای او 

 

چو از غار حرا آن دم ندای ربنا آمد 

 

رسید این مژده از حور و مَلَک،‌ از مُلْکِ یزدانی 

 

به پایش جان برافشانید کایات خدا آمد 

 

چو گوهر کز صدف بیرون شود از جلوه های جان 

 

به سیمای نبوت جلوه ی شمسُ الضّحی آمد 

 

ز پشت سایه های ابر و ظلم و جهل و تاریکی 

 

یگانه مظهر یزدان، همان نورالهُدی آمد  

 

افق رنگی دگر بر خود گرفت و جلوه ای دیگر 

 

به اقلیم رسالت تا که ختم انبیا آمد 

 

شعف خیزد ز اعماق دل هر خفته ای اکنون 

 

که دل افسردگان را شافع روز جزا آمد 

 

به طوفان زمان سرگشته در بحر بلا بودیم 

 

که بهر زورق ایمان خجسته ناخدا آمد 

 

ز پشت پرده ی عترت درآمد صبح جانبخشی  

 

که عیسی هم به درگاهش به امید شفا آمد 

 

برآمد نغمه ی تکبیر از لب های «حق گویان»

 

محمد «ص» تا به صدردین به امر کبریا آمد

  

 

 


 

 پیرو انتشار فراخوان دریافت آثار هنری شما خوانندگان محترم ،

 

تصویر ذیل  توسط برادر هنرمند و متعهد  

 

جناب آقای مصطفی عابدی طراحی و تقدیم 

 

 به صفحه من یک مسلمان هستم شده است. 

 

 

 

 

 


 

 

در راستای پویش و به جهت تکمیل هر چه زیباتر  

 

صفحه من یک مسلمان هستم شاعره توانمند معاصر 

 

سرکار خانم زهرا بوالحسنی (زهره)  

 

یک غزل و یک دوبیتی جدید با محوریت پیامبر مسلمانان حضرت محمد «ص»  

 

به تحریریه ارسال فرمودند که  

 

در ذیل تقدیم حضورتان می گردد. 

 

 

 

 

زلال آب را ماند محمد «ص» 

 

دٌر نایاب را ماند محمد «ص» 

 

عیارش را خدا سنجیده و بس 

 

طلای ناب را ماند محمد «ص» 

 

 

 

مرغ سحر  

 

بیا بشنو صدای مست یار امشب 

 

شود عشق نهانی آشکار امشب 

 

به عاشق گو به طبل بی قراری زن 

 

که آید بر دل تنگت قرار امشب 

 

چو خطاطان به دستان قلم بنگر 

 

نگاری می نگارد از نگار امشب 

 

خماری می پرد از سر تماشا کن 

 

تو را افسون کند چشم خمار امشب 

 

قمر گل کرده در دستان پیغمبر 

 

محمد با ملائک همجوار امشب 

 

عطارد چشم بر چشم زحل دارد 

 

مه و بهرام و پروین بر مدار امشب 

 

کنون درهای رحمت سوی تو باز است 

 

ببخشاید تو را پروردگار امشب 

 

به فرمان تو قانون دف و نی نیست 

 

نباشد در کف ما اختیار امشب 

 

دوباره (زهره)٬ یک دم بر سه تارت زن 

 

چه غوغا کرده بر پا زلف تار امشب 

 

ملک بنشسته با مرغ سحر اینجا  

 

یقین در پرده می خواند بهار امشب