X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
سه‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1390

با انجمنهای ادبی تهران

هفته آخر سال یک هفته پربار و دوست داشتنی بود  

در ۲ جلسه شعر و موسیقی خیلی خوب شرکت کردم  

انجمن ادبی ایران به ریاست جناب پروفسور امین که با شعرخوانی شاعران قوی و حضور اهل موسیقی و آواز ساعات خوشی را برای علاقمندان رقم زد :

اساتیدی نام آشنا مثل جناب حقگو (موقرالشعرا)٬ جناب علی رضاییان (فراز لوزانی)٬  

امیرحسین خوشنویس (بیداد)٬ خانم ابراهیمی٬ خانم پریوش نبئی (یگانه)٬ خانم بتول مومن (آذرمهر)٬ آقای بهرنگ امان و دیگر شاعران معاصر به خواندن سروده هاشون پرداختن و دقایقی نیز جناب پروفسور سید حسن امین تاریخچه ادبیات فارسی رو تشریح و سابقه انجمن‌های ادبی تهران رو برای حضار توضیح دادن تا جاییکه قدمت ۸۰ ساله این جلسه اشک شوق به چشم دوستدارانش نشوند. 

ناگفته نمونه نظم و احترامی که بر فضای جلسه حاکم میشه حکایت از حضور دبیری مصمم و منظبط داره که به قول همسرم حضور جناب سرهنگ هوشنگ وزیری فراهانی الحق این مهم رو پوشش داده.

 

و اما انجمن ادبی استاد کمال 

در این ماه خانم مریم رضائی هنرمند معاصر که صاحب سبک در موسیقی و آشنا به تئوری های مستند نگرش نوین زندگی و خودساختگی هستن و اگه اشتباه نکنم مدیریت موسسه فرهنگی هنری بامشاد هم با ایشونه مثل همیشه با حمایت و سخاوت پذیرای اعضای انجمن ادبی کمال بودن  

حتما شما هم تجربه کردین لحظه دیدار اساتید و بزرگانی که همیشه تو کتابا اسماشونو خوندین خیلی لحظه قشنگیه  

طنین دلنشین موسیقی   

همنوازی تار و ضرب  

آواز زیبای دشتی  

خواندن غزل های ناب و مثنوی های عاشقانه 

البته متاسفانه با خبر شدیم جناب کمال به دلیل کهولت سن و بیماری بستری شده اند.  

جایشان خالی بود اما نگران نبودیم چرا که باز هم جناب سرهنگ وزیری چراغ این انجمن را روشن نگه داشته و یکی از بهترین جلسات این انجمن را در تاریخ ادبیات کشورمون به ثبت رسوندن. 

روز خوش

پنج‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1389

سال ۱۳۹۰

شکوفه های لطیف و شاداب باغ و گلستان  

روشنایی پایدار خورشید تابان  

تولد دوباره٬ رویش و زایش ملکوتی زمین و زمان 

بر همگان ارزانی باد  

سلامتی و شادابی روزگاران   

 

فرارسیدن نوروز باستانی  

و بهار خوش‌رنگ طبیعت را  

حضورتان تبریک عرض می نمایم.

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنج‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1389

گل محمدی - از مجموعه شعر این شهر شاعر ندارد؟

نگاه من چه عاشقانه بیقرار می شود


دوباره خاک غمزده بنفشه زار می شود


در این شب سیاه دل، ستاره‌های زندگی


به کاغذ سپید من چه بیشمار می شود


غبار سرد خستگی، از این دیار می رود


و جای جای آسمان پر از شرار میشود


کرانه های مهر را به غنچه ها سپرده‌ای 


تمام باغها ببین، که گل حصار می شود


«انیس» عشق می رسد به جشنواره ی زمین


زلال جاری غزل چو آبشار می شود


دوباره خنده های ما پر از گل محمدی


دوباره روی شاخه ها پر از بهار می شود

شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1389

لالایی 1

 

بخواب آروم آروم کبوتربچه دل 

 دیگه شعری نمونده توی دفترچه دل  

غبار خسته‌پایی، روی آینه نشسته  

از اون روزی که پر زد، بهار از باغچه دل  

یه شب مثل ستاره میای تو آسمونا  

چراغونیش قشنگه غروب کوچه دل  

تموم لحظه هایی که من پیشش نباشم  

«گل نسرین» می‌مونه توی صندوقچه دل  

هزار تا موج آبی توی چشمای نازش  

نگاه بیکرونش شده دریاچه دل 

دوباره شب رسیده به سقف خونه هامون  

لالایی کن، لالایی کبوتر بچه دل

 

جمعه 6 اسفند‌ماه سال 1389

کتاب فرشتگان

ستاره باش که سهم تو کهکشــان باشد  

پرنده باش که تــقدیرت آسـمان باشد 

نگاه روشـــن آئینه را تــــمنا کــن  

که چشمـهای تو خورشید جاودان باشد 

کنون به بال ملائک نشسته ای پیداست  

که نام تو به کــتاب فرشتــــگان باشد  

بهشت خوب خدا در همین خیابانهاست 

اگر که باور سـبز تو بی خــــزان باشد 

دو دست محکم تو بر ضریح پاک دعا 

قرارگـــاه امـــــید و قرار جان بـاشد 

طلوع روشن فردا، ظهـــور جاری نور 

چهـــــلچراغ تولای عاشــــقان باشد 

به خلوت شـب اندیـــشه های ناب بیا 

که این فضای پر از عشـــق بیکران باشد

صفحه قبلی    1       ...       360       361       362       363       364       ...       366    صفحه بعدی