X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1389

ورود پاییز

سلام دوباره   

فصل زیبای پاییز از راه رسیده و کم کم جای خودش رو باز کرده  

البته زندگی آپارتمانی و کلان شهر پایتخت چندان هم پاییز رو تداعی نمیکنه 

مگر اینکه فرصتی باشه و حالی!! 

که به پارک‌ - جنگل یا جاده زیبای چالوس بری 

امیدوارم که این فرصت براتون باشه

با تموم انرژی و عشق تو برگای خشک غلط بزنید و بخندید  

شعر بگین 

خوش باشین 

و دستهای گرم و قدرتمند کسی رو که دوستش دارین تو دستاتون بگیرین 

... 

دوشنبه 12 مهر‌ماه سال 1389

سلام

 

آی صاحب تمام زیبایی ها،

روزگارت گلستان شادمانی باد.  

 

سلام و صد سلام


با نام و یاد خداوند مهربان که همواره یادش آرام بخش دل هاست شروع کرده ایم.

  • هیات تحریریه وبلاگ ادبی - فرهنگی ستاره انیس قصد دارد تا با معرفی شعر شاعران معاصر و شاعران کهن نسبت به ارائه آثار ایشان اقدام نماید.
  • همچنین معرفی کتاب های ارزشمند در زمینه ی شعر، ادبیات و فرهنگ و هنر که به تایید تحریریه برسد با تصویر روی جلد به معرفی جامعه ی علاقمند مخاطبش معرفی می شود.
  • ارائه گزارش انجمن های ادبی پایتخت با درج عکس و تصاویر مربوطه از دیگر اقدامات ارزشمند این تالار ادبی خواهد بود.

امید که با همکاری دستندرکاران، صاحبنظران و مدیران فرهیخته انجمن های ادبی - فرهنگی در راه تعالی و شکوفایی هر چه بیشتر فرهنگ و ادب کشور عزیزمان ایران گامی موثر برداریم.


شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389

آدم کوکی

می ترسم از آن دستها سرد است میدانی؟


با چشمهایت زندگی درد است میدانی


از عمق جنگلهای جادویی بهاران نیز


برگ گلی با خود نیاورده است میدانی


تو آدم کوکی، رباطی آهنی هستی


تنها لباست مثل یک مرد است میدانی


خورشید در بند است و امیدی به فردا نیست


سبز نگاه آسمان زرد است میدانی


دلشوره های شوم زاغان در سکوت شهر


جان غزل را بر لب آورده است میدانی


تو با منی، اما نگاهت بیقرار کیست؟


چشم تو تنها دزد شبگرد است میدانی


در کوچه های سرد و خالی روشنایی نیست


داش آکل ما مست و ولگرد است می دانی


اشک «انیس» و شعر باران، عصر تنهایی


سالار این افسانه، نامرد است می دانی!


از سروده های:


شاعره معاصر ونوس جامی پور - انیس


جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389

کاروان کبوترها

پرنده می شوم و عاشق در آسمان کبوترها

شکوه قصه ی پرواز است در آشیان کبوترها

چراغ روشن آزادی - چگونه پرنزنم تا صبح؟

رسیده زخم نگاه تو به استخوان کبوترها

شب نقاب و شب تردید ستاره میزند آیینه

بپوش چشم قشنگت را ز پاسبان کبوترها

پی اجابت دستانت به اوج می نگرم هر روز

دخیل بسته ام اینگونه به کاروان کبوترها

به کوچه های غزل برگرد کنار کودکی ام بنشین

تو را به نام «انیس» عشق - تو را به جان کبوترها

گذشته خط نگاه من ز مرز آبی این پرواز

به کهکشان نفس هایت به داستان کبوترها


از سروده های ونوس جامی پور متخلص به انیس

صفحه قبلی    1       ...       364       365       366       367       368