X
تبلیغات
رایتل

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390

غلامحسین قرشی درگذشت

هفته گذشته مطلع شدم استاد سید غلامحسین قرشی که مدتها در بیمارستان بستری بودند در سن ۹۲ سالگی دار فانی را وداع گفته و به ملکوت اعلی پیوست.  

ایشان با دلی مهربان و شهامتی ستودنی سالها در راه ترویج فرهنگ و ادب کشور خدمت کرد. 

از جمله خدمات ایشان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:    

سید غلامحسین قرشی، رئیس «انجمن الیگودرزی ها و ازناوی های مقیم تهران» و نیز در این اواخر (پس از فوت مرحوم احمد نیکوهمت) رئیس «انجمن دانشوران» بود. 

مرحوم قرشی از سادات جلیل القدر لرستان بود و در حوزه علمیه مرحوم آیت ا... حاج آقا روح ا... کمالوند، صرف و نحو عربی را خوب آموخته بود. مدتی  معلمی کرده بود و سرانجام مثل استاد شهریار، کارمند بانک کشاورزی  بود.  

حافظه یی قوی داشت و اشعار فراوانی از شاهنامه به خاطر داشت که آن ها را در انجمن های ادبی برای دوستان می خواند. 

 فرزندش سید محمود قرشی کارشناس رسمی دادگستری و برادر همسرش مصطفی بلورچی از صاحب منصبان خوشنام اوقاف و نیکوکاران صادق اند.   

در مرگ او چندین تن از جمله هوشنگ ترابی (شهراز) و جلال مهدیانی سرکانی (جلال) شعر ساختند.

مراسم بزرگداشت ایشان در مسجدالرضا (ع) و همچنین در باشگاه بانک کشاورزی با حضور شعرا٬ ادیبان و دوستداران ایشان به نحوی شایسته برگزار گردید.  

پیکر این شاعر سخنور در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. 

یادش گرامی

شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1390

آسمونْ طلایی

حرم طلایی٬ آسمون طلایی٬  

تا چشم کار می‌کنه آیینه و آرامش می بینی 

 

از مجموعه شعر این شهر شاعر ندارد؟ 

دلم گرفته، "آسمونْ طلایی" تو رو میخوام

تنها شدم، دوباره همصدایی تورو میخوام

دلم برای غربت ضریح تو تنگ شده

شیشه آفتاب من شکسته بیرنگ شده

میخوام که توی قلکم هزار تا گل جمع بشه

اگر یه پروانه بیاد، دل منم شمع بشه

میخوام که از ته دلم توی دعا صدات کنم

هزار تا دونه گندمو نذر کبوترات کنم

میخوام با اشک ماهیا ضریحتو پاک کنم

نگاه خشک و خستمو دوباره نمناک کنم

دلم دخیل بسته به "پنجره فولادی" تو

یه جفت بال و پر میخوام بنام آزادی تو

هر جا میریم تو آسمون، قسمتمون غریبیه

کبوتر حرم شدن سعادت عجیبیه

وقتی که توی سفره‌ها یه لقمه نون نمیبینی

از رو درخت عاطفه خوشه اشکو میچینی

وقتی چراغ خونه‌ها خاموشه و برف میاد

قصد زیارت می‌کنی حرف توی حرف میاد

رودخونه ها خشک شدن، بنفشه‌ها زرد شدن

تابستونای داغمون سیاه و دلسرد شدن

دعای بارونو بخون که آب و باور بکنیم

قصه مهربونیرو نخونده از بر بکنیم

مادر پیر و مهربون نذر زیارت می‌کنه

آقا غریبه مثل ما، مارو شفاعت میکنه 

تو اوج دلواپسیا دلم به حکم تو رضاس 

با اسم تو شعر می‌گم که بهترین اسم خداس

خادما توی حرمو گلاب بارون میکنن

به سفره خونه دلت خورشیدو مهمون میکنن

طنین سرمست اذون تو رگ شهر جاریه

این همه چیزای قشنگ از تو به یادگاریه

یعنی می‌گن صب شده و خورشید از راه اومده

به خونه فقیرترا، کجاوه شاه اومده

نگاه کن که چشم من پرنده خونه توه

از همه جا دل بریدم فقط بهونه تو ه

چقد ما از حقیقت زندگیمون دور شدیم

صبح فراموش شده سیاه و کم نور شدیم

حضور سبزت تو حرم همیشه پاک و روشنه

برای خاک یخزده طراوت یه گلشنه

تو هشتمین طلوع عارفانه شفاعتی

برای شعر ساده ام قشنگترین عبارتی

انیس از شاهچراغ اومده پابوس شما

جدا شده از آدما تا بشه مانوس شما

دلم گرفته آسمونْ طلایی تو رو می‌خوام

تنها شدم دوباره همصدایی تو رو می‌خوام

یکشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1390

از سروده های هوشنگ ابتهاج


سروده:  هوشنگ ابتهاج


ای عشق همه بهانه از توست،

من خامشم این ترانه از توست


آن بانگ بلند صبحگاهی،

 وین زمزمه ی شبانه از توست


من انده خویش را ندانم،

 این گریه ی بی بهانه از توست


ای آتش جان پاکبازان، 

در خرمن من زبانه از توست


افسون شده ی تو را زبان نیست،

 ور هست همه فسانه از توست


کشتی مرا چه بیم دریا؟

 طوفان ز تو و کرانه از توست


گر باده دهی وگر نه، غم نیست، 

مست از تو،شرابخانه از توست


می را چه اثر به پیش چشمت؟

 کاین مستی شادمانه از توست


پیش تو چه توسنی کند عقل؟

 رام است که تازیانه از توست


من می گذرم خموش و گمنام،

 آوازه ی جاودانه از توست


چون سایه مرا ز خاک برگیر،

 کاینجا سر و آستانه از توست

سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1390

معرفی کتاب

دومین جلد از کتاب گلزار بهار خاقانی 

   

به کوشش موسس و دبیر انجمن ادبی هنری بهار خاقانی سرهنگ هوشنگ وزیری 

منتشر شد.

 

با مقدمه پروفسور سید حسن امین

 

چاپ نخست: 1389

 

قیمت: ۱۶۵.۰۰۰ ریال

   

 

بی شک فعالیت و تلاش انجمنهای ادبی در رشد و تعالی ادبیات و شعر فارسی بر هیچ کس پنهان نیست خاصه که بسیاری از بزرگان شعر معاصر از دل همین انجمنها برخاسته اند و آثار ماندگاری به یادگار گذاشته اند.   

سرهنگ هوشنگ وزیری در دیباچه گلزار بهار خاقانی چنین می نویسد: 

از آن روزها که سایه دوستی زنده یاد دکتر ضیاء الدین سجادی به زندگی‌ام افتاد و کرامت نفس و بزرگواری او جانم را گرم نمود با اشتیاق و تحرک و انظباط که آموخته شغل گذشته‌ام می باشد تا به امروز 16 سال است انجمن ادبی بهار خاقانی را در محل خانه هنرمندان واقع در پارک ایرانشهر اداره می‌کنم.

شما ادیبان و شعر دوستان به خوبی میدانید که شعرا نگهبان واقعی فرهنگ اصیل مردمند و شعر خوب گنجینه فضیلت هر ملت است. به لطف خداوند مهربان و با همراهی و مساعدت شما عزیزان و سروران موفق شدیم دومین جلد اشعار اعضاء محترم انجمن ادبی بهار خاقانی را به چاپ رسانیم. 

  • در این مجموعه شعر و نمونه آثار بیش از 100 نفر از اعضاء انجمن و شاعران معاصر تهران به چاپ رسیده.
  • این کتاب مشتمل بر مقالاتی ارزشمند و یادنامه تعدادی از اساتید که یادشان سرمایه ادب و هنر این مرز و بوم و حاوی مجموعه ای از عکسهای یادگاری جلسات نیز می باشد.

علاقمندان می توانند جهت خرید کتاب با شماره تلفن 09123765361  

تماس حاصل فرمایید.  

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390

حضور شما فرهیختگان و توجهتان به وبلاگ ادبی ستاره انیس مایه ی فخر و مباهات ماست.

  •  اخبار و احوال تعدادی از انجمنهای پایتخت خدمتتون اطلاع رسانی خواهد شد.   
  •  معرفی آثار شاعران معاصر ایرانی پس از تایید تحریریه داخلی
  • پاسخ شاعر گرانمایه  آقای امیر امامی پیرامون احوال انجمن بهار خاقانی به نشانی پست الکترونیک ایشان ارسال شد. 

و اما طبق مرسوم نوروز زیبا و از مراسم قطعی حلول بهار رفتن به محضر بزرگان و تبریک عید و دریافت عیدی است. طی جلسه ای در هفته جاری برای عرض تبریک و آرزوی سالی خوش خدمت جناب پروفسور امین شرفیاب شدیم. 

دوستان و همکاران دفتر  مثل همیشه با روی باز و احترامی که شانیت شعرا و هنرمندان را محفوظ بدارد از اوائل صبح به پذیرایی مشغول بودن و تعداد بسیار زیادی از اهالی شعر٬ موسیقی٬ مجسمه سازی و آواز تشریف آوردن.  

همگی سروده هاشون رو خوندن و کتابهای وزین و بی مانندی رو عیدی گرفتن. مثل همیشه جناب سرهنگ هوشنگ وزیری دبیر محترم جلسه نیز هدایت و مدیریت امور را به دست داشتن. 

حضور خانم ها اخوان٬ سعیدی٬ حیدری٬ عفت بهبهانی (رئیس انجمن پرتو مولانا)٬ آل آقا٬ داود زاده٬ شیخی و آقایان: دکتر شاه خلیلی٬ دکتر بیگدلی٬ مهندس اربابی٬ مهندس ماهری٬ بهبهانی٬ اسدزاده٬ امیر مهدی امین٬ علی رضاییان (فراز لوزانی)٬ ابراهیم شاه٬ قهاری٬ اسداله ایرانشاهی (وفا)٬ نصرت اله تویسرکانی (پدرام) و دیگر بزرگان رونق این جمع را دوچندان کرده بود.  

جلسه که تموم شد حس کردم روحمان نفسی تازه کرده و کاغذها منتظرند که دوباره بنویسیم ... 

 

صفحه قبلی    1       ...       370       371       372       373       374       ...       377    صفحه بعدی