X
تبلیغات
زولا

ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390

کوچه های سیمانی

عاشق بیقرار و طوفانی

در غم عشق خویش زندانی

خسته از شروه های محزونت  

بیقرار بهـــار گلــــدانی

جای پاهای خسته ات مانده  است     

بر دل کوچه های سیمانی

پشت پرچین عاشقی هامان

روی گلبوسه های بارانی

از تمنای تشنــگی لبریز

یکشب ساکت زمستانی

می‌نویسم که دست تقدیر است 

می‌نویسم ولی نمی خوانی

پشت دیوارهـــای تنهایی  

بعد از آن جاده های طولانی

از رهایی سخن نمی‌گویم 

در کدامین قبیله می مانی

راه دریا مسیر خورشید است 

جشن پولک، شب چراغانی 

کاش یکشب انیس من بودی 

از غم عاشقی چه می دانی  ؟

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390

مرثیه‌های هماهنگ

نگاه خسته من آشنا با غربت سنگ است

و این آواز با مرثیه‌های دل هماهنگ است

پریشان پوش صحرایم مگو از طاقت باران

دل، این آلاله خونین اسیر رقص آونگ است

شکست تار عاشق را، صدای عشق میخوانند 

بزن یک زخمه بر جانم که شب در ماتم چنگ است

پسر رفت و پدر رفت و برادر، خوب میداند

گل قالیچه خانه، برای هر دو دلتنگ است

به آتش می کشد جان را چه خورشید نفسگیری

که تا عرش خدا غوغای عیاران یکرنگ است

هلا پروازمان دادند یکشب سوی آئینه

مرا سیمرغ می خواهی و دل در بند سارنگ است

کبوترها درون کرخه می‌سوزند، میدانی

که چشم آسمان خونین تر از غم نامه جنگ است

سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390

انجمن ادبی ایران

 

انجمن ادبی ایران سابقه ای دارد که مایه اعتبار و افتخار است. سال 1287 این انجمن در تهران پایه گذاری شده است. از همان روزهای آغازین استادان و فرهیختگان درجه اول مملکت عضو این انجمن می شوند از جمله:     

میرزارضا خان نایینی، ملک الشعرای بهار، ادیب السلطنه سمیعی و ...

نخستین جلسه این انجمن در تالار آیینه تشکیل شد و بعدها مدتی در دارالفنون جلسات ادامه پیدا کرد.

ادامه مطلب ...

دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390

نظامی گنجوی - لیلی و مجنون

ای نام تو بهــترین سرآغاز    

بی نام تو نامه کی کنم باز

ای یـــاد تو مونـــس روانم 

 جز نـــام تو نیست بر زبانم

ای کارگشای هر چه هستند  

نام تو کلــــید هر چه بستند 

ای هفت عروس نه عماری  

بر درگـه تو به پـــرده داری 

ای هیچ خطی نگشته زاول  

بی حجـــت نام تو مســـجل

ای مقصد هــــمت بلنــــدان  

مقصـــود دل نـــیازمنـــــدان

ای بـــــر ورق تــو درس ایام  

زآغاز رسیـــــده تا به انــــجام

در صنع تو کامد از عــــدد بیش      

عاجز شده عقل عــــلت اندیش

پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1390

چشم محجوب باران

  

 

 

چو نامش به عالم فروزنده گشت 

 

جهان از گل عشق آکنده گشت 

 

به اعماق دل نام او خــــانه کرد 

   

مرا مست و شبگرد میــخانه کرد  

از آن روزها شعر من جان گرفت 

    

دل کافرم رنگ ایمـــان گرفت 

 

کبوتر، کبوتر رها می شــــوم      

ادامه مطلب ...
صفحه قبلی    1       ...       390       391       392       393       394       ...       402    صفحه بعدی