ستاره انیس

شعر و ادبیات فارسی
چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397

معرفی بانو «گلرخسار صفی آوا» شاعر کشور تاجیکستان


بیوگرافی گلرخسار صفی اِوا، شاعر نامی تاجیک

 

  گلرخسار صفی اِوا ، زادة 1947م. در روستای یخچ تاجیکستان، از شاعران پارسی‌گوی تاجیکستان است که به وی لقب مادر مردم تاجیک داده‌اند. او نخستین شعر خود را در دوازده‌سالگی سرود و در پانزده ‌سالگی آن را منتشر کرد. پس از آن چندین مجموعه شعر از او منتشر شده‌ است.
از آثار اوست: بنفشه (1970م)، خانه پدر (1973)، بنیاد دل (1977)، گهواره سبز (1980)، آتش سغد (1981)، روح عریان یا هفت سروده و کتاب جدیدش «تنها تر از تنها» که انتشارات بین المللی الهدی به چاپ رساند ه است.

گلرخسار می‌گوید: وظیفه ما حفظ میراث بزرگی است که بزرگانمان باقی گذارده‌اند. متأسفانه در طول دو صد سال اخیر، ما از همدیگر جدا بوده‌ایم. می‌خواهم تأکید کنم که ما ملتی آریایی هستیم که اگرچه به جبر از نظر فیزیکی دور از همیم، اما تفکر و زبان ما، ما را به هم متصل می‌کند.

 

پیوند

عطر «جوی مولیان» و نکهتش

ما ز شعر رودکی بوئیده‌ایم

ما همه از آب رودک خورده‌ایم

ما ز درد رودکی روئیده‌ایم!

چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397

معرفی بانو «گلرخسار صفی آوا» شاعر کشور تاجیکستان


 

پشت هر آیینه صد آیینه است


گفتگو با  بانو «گلرخسار صفی آوا » شاعر نامدار فارسی گوی تاجیک

نویسنده: حسن قریبی *
 

بخش اول :



اگرچه درباره شعر معاصر تاجیکستان از دیدگاه های مختلف سخن گفته شده است ولی همچنان جا دارد با نگاهی منصفانه، بی طرف و علمی درباره آن پژوهش شود. این سخن بدان معنا نیست که نگارنده قصد دارد به این موضوع بپردازد. اما نکته این است که بررسی ادبیات معاصر تاجیک بدون توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و نقش مخاطب، قطعاً پژوهشی ناقص است. در تاریخ ادبیات اثرهای زیادی است که محصول «تنگنا» یا «فراخی» دست آفرینندگان و شرایط خاص روزگار مولف است و اگرچه نظریه هایی مبنی بر ناوابسته بودن اثر به مولف و زمان و مکان طرح شده است؛ ولی حتی اگر این نظریه ها قاعده باشد، در ادبیات معاصر فارسی زبانان، تاجیکستان را می توان یکی از استثناهای این قاعده به شمار آورد. چنانی که هرچند مناسبت استاد صدر الدین عینی از نوشتن نمونه ادبیات تاجیک، ایجاد «ادبیات نو انقلابی» و دفع «ادبیات بندگی» بود ولی سبب اصلی آن اعتبار بخشی و «اهمیت دادن به ملت های مظلومه» و «گرم کردن بیشتر از پیشتر بازار ادبیات» در حکومت نوپای تاجیکستان بود.موضوع این است که هنر، موجودی اجتماعی و هنرمند عضوی از جامعه است. بنابراین رابطه هنر و جامعه، رابطه خویشاوندی است. از یک سو هنرمند چیزی خلق می کند که جامعه از او می خواهد و از آن سو، جامعه هنری را پرورش می دهد که لایق خود می داند. از دیرباز تاکنون مناسبت های سیاسی و تصمیم های کلان در کشور ها و تحولات جهانی و منطقه ای تاثیر غیر قابل انکاری بر ساحت های مختلف اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و هنری داشته است. آیا فردوسی شاهنامه را بدون در نظرداشت دغدغه های سیاسی اجتماعی روزگار خود سروده است. آیا عصر حافظ هیچ تاثیری در درونمایه شعر حافظ نداشته است؟ آیا ادبیات عرفانی در جزیره ای متروک شکل گرفته و رشد کرده است؟
یکی از شاخص های مهم برای پاسخ به این پرسش ها، توجه به نقش و تاثیر مخاطب در خلق اثر است. توجه به کیفیت و تنوع این مخاطبان در داوری، مقایسه و نقد ادبی موثر است. برای مثال در حوزه ایران و تاجیکستان مقایسه شعر های استاد ابولقاسم لاهوتی با خودش- بدون مقصد ارزش گذاری- بهترین نمونه برای درک تاثیر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقش مخاطب بر ادبیات ایجادی است. تفاوت ها در قالب، محتوا، زبان شعر، واژگان و درون مایه چنان است که نظر هر خواننده را جلب می کند. اینکه استاد صدرالدین عینی، ابوالقاسم لاهوتی و هم عصران وی، با اعتقاد یا بی اعتقاد، مجری یا مرعوب سیاست های فرهنگی جامعه خود می شوند چیزی نیست که از چشم تاریخ ادبیات پنهان مانده باشد.

 سنت هایی که استاد صدرالدین عینی و ابوالقاسم لاهوتی پایه گذاری کردند از طرف پیروان آنها و کسانی چون پیرو سلیمانی و میرزا تورسون زاده و دیگران دوام یافت و تا امروز همچنان جاری است. با مروری بر سیاست های بیگانگان در «نیست کنی» زبان فارسی در آسیای مرکزی و آنچه بر اربابان کلام و اصحاب قلم در تاجیکستان رفته است بدون تردید شعر معاصر تاجیکستان را باید معجزه زبان فارسی دانست.

 وقتی صحبت از شاعران امروز تاجیکستان می شود کمتر کسی یا کمتر کتابی است که از بانو گلرخسار نگوید و ننویسد. از آنجا که معرفی کننده باید معروف تر از معرفی شونده باشد- و چون نگارنده چنانکه باید نیست- در اینجا به نقل خاطره ای از استاد شفیعی کدکنی در کتاب احوال و مقاماتم. امید (مهدی اخوان ثالث) بسنده می کنم که برداشت استاد کدکنی از نخستین دیدارش با خانم گلرخسار است: «در یکی از روزها رفتیم به برلن شرقی به دیدار بزرگ علوی. یعنی آقا بزرگ که خود در شب های شعر و قصه، در همه شب ها حضور داشت از ما دعوت کرد به منزلش برویم و رفتیم. با خانم گلرخسار شاعره تاجیکستانی روز بسیار خوبی بود. محمود دولت آبادی و هوشنگ گلشیری نیز بودند. در آن روز هریک از حاضران شعری یا پاره ای از داستانی را برای ضبط و یادگار خواندند... در آنجا ...


ادامه دارد ...

 

 

چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397

معرفی بانو «گلرخسار صفی آوا» شاعر کشور تاجیکستان


گلرخسار صفی آوا 

شاعر کشور تاجیکستان


چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397

معرفی بانو «گلرخسار صفی آوا» شاعر کشور تاجیکستان

پشت هر آیینه صد آیینه است


گفتگو با  بانو «گلرخسار صفی آوا » شاعر نامدار فارسی گوی تاجیک

نویسنده: حسن قریبی *
 

بخش دوم :

 

خانم گلرخسار قراری داشت با یک استاد اوستا شناس و می خواست از او بپرسد که اگر بخواهند برای چندمین سالِ اوستا یا زرتشت، جشنی در تاجیکستان بگیرند، چه سال هایی اعتبار بیشتری دارد؟ احساسات ایرانی خانم گلرخسار ورای معیارهایی بود که ما در میان خودمان داشته ایم و داریم. وقتی از «حضرت حافظ» سخن می گفت چنان بود که یکی از مومنان متعصب درباره امام یا پیامبر سخن بگوید. از او پرسیدم که بعد از حافظ کدام شاعر؟ مکثی کرد و گفت «سعدی، به دلیل اینکه زمینه را برای ظهور حافظ تا حدی آماده کرد»....(ص 80)
    
از این خاطره قریب سی سال گذشته است و بنای احساسی که استاد کدکنی در بانو گلرخسار وصف می کند از باد و باران گزند نیافته و همچنان استوار است. گلرخسار در ایران نیز همچنان که در تاجیکستان سرشناس است با شاعران و ادیبان و ادب دوستان چنانکه اشاره شد اُنس و نشست داشته و دارد و نگارنده - به حق دوستی دیرینه - شخصاً سال ها و بارها ایشان را در محافل ادبی همراهی کرده است. اکنون پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی که پیش از این نیز دیوان اشعار خانم گلرخسار را در دو نوبت منتشر کرده است، مجموعه ای دیگر از شعر های منتشر نشده این استاد گرانقدر را فراهم آورده است که از ویژگی های این دفتر به نکاتی چند اشاره می شود:
    
قالب شعرها چنانکه در عنوان کتاب آمده رباعی و دوبیتی و تک بیتی یا به اصطلاح قدما مفردات است که در موضوع هایی چون مادر، وطن، شرح دلدادگی ها و گپ های آرمانی شاعر سروده شده است.اگرچه در این مجموعه اکثر شعرها با زبانی روان و صمیمی چنان سروده شده است که برای هر خواننده فارسی زبان خوشایند است اما تعهد شاعر به میهن و سرزمین آبا و اجدادی اش چنان است که در حوزه واژگان و ترکیب ها به اصطلاحاتی بر می خوریم که در تاجیکستان امروز به کار می رود. برخی از این واژگان یادگاری از زبان شیرین عصر رودکی و مولاناست که در فارسی امروز ایرانی کاربرد کهن داشته اند ولی در تاجیکستان همچنان رواج دارد. واژه هایی چون: کمپیر (پیرزن)، تریزه (پنجره)، لخچه (اخگر آتش) و دینه (دیروز) از این دست است:
    
پشت هر فردا فنای دینه است
    
پشت هر آیینه صد آیینه است
    
برخی واژه ها در متون نیست و ویژه لهجه های محلی تاجیکستان است. مانند: ده مرده (چوپان)، نوده (شاخه جوان)، تیغه جر (پرتگاه)، یاله (یال، محل پشته)، کنده اَلو (کنده آتش گرفته)، درزه (بسته)، نوگانی (مژده)، پَتَک (کفی کفش)، زولانه (زنجیر)، شرشره (آبشار) و چنگ (غبار) و...
    
بی تو تنها گذرم از ره پرچنگ جهان تو نرو، گرد مخور، پیر مشو، جاوِد مان!
    
یا:
    
در کنده الو درزه خس می مانی
    
غمباده به سربند نفس می مانی
    
عمری به وفای تو نشینم با خود
    
تو پایگه اسپ هوس می مانی
    
در برخی دیگر تفاوت ها تنها اختلاف لهجه است که شکل واژه ها ویژه تلفظ گویشی و نوشت در تاجیکستان است. مانند: چُغذ (جغد)، ترنه (دُرنا)، فلخ مان (فلاخن)، دودبرآ (دودکش)، کجکول (کشکول)، ناوردان (ناودان)، میژه (مژه)، کابیدن (کاویدن) و....
    
آهم دود است سینه آتشدانم
    
اشکم رود است دیده ناوردانم
    
من سهل نیم اگر تو مشکل باشی
    
چون مصرع خلق مشکل آسانم

 

ادامه دارد ...

چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397

معرفی بانو «گلرخسار صفی آوا» شاعر کشور تاجیکستان

پشت هر آیینه صد آیینه است


گفتگو با  بانو «گلرخسار صفی آوا » شاعر نامدار فارسی گوی تاجیک

نویسنده: حسن قریبی *
 

بخش سوم :


    
در فرهنگ های فارسی بسیاری از ترکیب ها و عباره هایی که حجم فرهنگ ها را تشکیل دهند ساختی هنری دارند که آفریده شاعران است و از آن پس آنهایی که مقبول افتاده اند به متون و سپس به زبان راه یافته اند. در این مجموعه نیز ترکیب هایی به چشم می آید که ساخت خود شاعر است. اصطلاحاتی چون: شهدآفر، نسخه گدایی، لب عسل بوی، پست رَو، خشک ناب، مزرع بادکشته، سرپیچ و گذربُد از نمونه های آن است.
    
گذشته گذشت و مرا برد با خود
    
ندارم به سوی گذشته گذربُد
    
ویژگی های خط سیریلیک و تلفظ در فارسی تاجیکی امروز فرصتی را برای خلق قافیه نیز ایجاد کرده است. برای مثال از آنجا که در خط سیریلیک «حیاط» و «نبات» با یک «ت» نوشته می شود شاعر دست خود را برای هم قافیه کردن این دو کلمه باز می داند. در شعر شاعران سنت شکن امروز ایران نیز از این دست قافیه ها دیده می شود. در همین ردیف به دلیل فعال بودن «واو» و «یای» مجهول و ویژگی های تلفظ در گفتار تاجیکان، هم قافیه شدن کلمه هایی چون: «نخ[و]ست» و «دوست» یا «کاف[ی]ر» و «کمپیر» نیز در طبیعت زبان تاجیکی رایج است.
    
مرغ هوس رمیده از روز نخُست بغض نفس دمیده از شهرگ رُست / در جاده انتظار عمرم بگذشت یکبار مرا نجستی ای دشمن دوست
    
به نقل از دکتر سیروس شمیسا، قافیه کردن الف و نون (= ان) در اشعار پهلوی و خراسانی مانند استاد رودکی و حتی فردوسی امری عادی بوده و ساده ترین قافیه محسوب می شده است. مانند قافیه های «زلفکان» و «رخان» و «لبان» در بیت های زیر از دقیقی طوسی:
    
شب سیاه بدان زلفکان تو ماند
    
سپید روز به پاکی رخان تو ماند
    
عقیق را چو بسایند نیک سوده گران
    
گر آبدار بود با لبان تو ماند
    
بتدریج با نفوذ عروض عربی در شعر فارسی و پیروی از آن مسائلی مثل «شایگان» پدید آمد. چنانکه در شعرهای بانو گلرخسار پیداست وضع شعر در تاجیکستان چنان است که شعر هنوز دوره خراسانی خود را می گذراند و نباید شاعران آن دیار را به وادی قواعد عربی وزن و قافیه تحمیل شده به شعر فارسی کشاند.
    
با شیوه عاشقان سخن می گویم
    
با لهجه عارفان سخن می گویم
    
از آنکه به پارسی سخن می گویم
    
با لحن فرشتگان سخن می گویم


ادامه دارد ...

صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       409    صفحه بعدی